فصل 16- واپسین روزهای صلح :
به دنبال عقد
پیمان عدم تجاوز شوروی – آلمان، کابینه انگلیس اعلام کرد کماکان بر سر تعهد خود در
قبال لهستان خواهد ایستاد. این امر هیتلر را به خشم آورد، و گفت انگلیس، مسئول
ناسازگاری لهستان است. و نامه چمبرلن را با اعلام قاطعیت آلمان در مورد مسئله لهستان،
و عدم تاثیر حمایت انگلیس بر تصمیم آلمان پاسخ داد. در عین حال در 25 آگوست،
هندرسون سفیر انگلیس را به حضور پدیرفت و گفت حاضر است مشابه قدمهایی را که برای
دوستی با شوروی برداشت در مورد انگلیس هم بردارد. و نیز تجدید منطقی تسلیحات هم
قابل مذاکره است. و این آخرین پیشنهاد او است. و عدم پذیرش پیشنهادات، باعث جنگ
خواهد شد.
از روز 25 آگوست،
همه ارتباطات رادیویی، تلگرافی و تلفنی برلین با جهان توسط دولت آلمان قطع شد. و
آخرین سری خبرنگاران انگلیسی و فرانسوی نیز در همین زمان، آلمان را ترک کردند.
دولت، به اتباع آلمان در لهستان، انگلیس و فرانسه نیز اعلام کرد که آن کشورها را
ترک گویند.
ایتالیا نیز پس
از تعلل فراوان در پاسخ درخواست همکاری هیتلر در حمله به آلمان، اعلام کرد آماده
شرکت در جنگ با لهستان نیست. زیرا موسولینی بر خلاف هیتلر عقیده داشت که حتما انگلیس
و فرانسه وارد جنگ خواهند شد، و این کار برای ایتالیا مصیبت بار خواهد بود، زیرا
نیروی دریایی آن کشور حریف ناوگان انگلیس در مدیترانه نخواهد بود و ارتش ایتالیا
نیز به دست همسایه اش فرانسه نابود می گشت. البته ایتالیا حاضر به یاری سیاسی و
اقتصادی به آلمان خواهد بود. موضع ایتالیا و پاسخ منفی انگلیس، و امضای پیمان کمک
متقابل انگلیس و لهستان در ظهر 25 آگوست، باعث شد هیتلر حمله به لهستان را که
میخواست در 26 آگوست آغاز کند، موقتا به عقب اندازد. البته مشکل اصلی هیتلر عدم
همکاری ایتالیا نبود بلکه او میخواست راهی پیدا کند تا انگلیس را از جنگ منصرف
کند.
در این هنگام،
روزولت رییس جمهور امریکا سعی کرد بین آلمان و لهستان میانجیگری کند، پاپ نیز آلمان
و لهستان را به صلح فرا خواند.پادشاهان بلژیک، هلند و 3 کشور اسکاندیناوی نیز چنین
کردند. نقشه براندازی هیتلر توسط گروهی از نظامیان ارشد که معتقد بودند جنگ باعث
فنای آلمان خواهد شد، نیز به اندازه کافی در بین فرماندهان، مدافع پیدا نکرد، و
عقیم ماند. در 27 آگوست، دولت آلمان جیره بندی غذا، صابون، کفش، پارچه و زغال سنگ
را اعلام کرد. به گفته نویسنده که در آن زمان در برلین حضور داشت:
" با آنکه
تمامی نواحی دیگر دنیا معتقدند چیزی نمانده است صلح به دست آلمان از میان رود و
این آلمان است که لهستان را به حمله تهدید میکند، اینجا در آلمان، در جهانی ساخته
و پرداخته روزنامه های محلی، درست عکس آن مورد اعتقاد است. آنچه روزنامه های
آلمانی اعلام می دارند این است: لهستان است که صلح اروپا را بر هم میزند و لهستان
است که آلمان را تهدید به تجاوز مسلحانه میکند. مثلا تیتر اصلی بعضی روزنامه های آلمان
این بود :" به لهستان که دچار جنون جنایت شده و در اروپا بر ضد صلح و حق
برخاسته پاسخ دهید.""
هیتلر پس از
فروکش خشم خود علیه موسولینی به او نوشت که از او میخواهد با تبلیغات فعال و
تظاهرات نظامی، بکوشد تا بخشی از قوای انگلیس و فرانسه را زمین گیر کند، و کارگران
ایتالیایی را برای چرخاندن کارخانه های آلمان به این کشور بفرستد. موسولینی ضمن
موافقت با نظر هیتلر، سعی کرد با زبان نرم، او را از جنگ باز دارد. دالادیه نخست
وزیر فرانسه نیز با نامه ای سعی کرد از یک طرف هیتلر را از حمله باز دارد، و از
طرف دیگر بر حمایت خود از لهستان تاکید کرد.
بزرگترین نگرانی
هیتلر، انگلیس بود. او از دو طریق در حال مذاکره با انگلیس بود، یکی از طریق
هندرسون سفیر انگلیس در آلمان، و دیگری یک سلسله تماسهای مخفیانه که توسط یک سوداگر
سوئدی به نام داهلروس دوست گورینگ صورت میگرفت. او به طور خستگی ناپذیر و با سفرهای متعدد به لندن و برلین در چند روز
سعی کرد از جنگ بین دو کشور جلوگیری کند. شرح کامل روند 6 روزه مذاکرات در صفحات
735 تا 754 کتاب آمده، ولی این مذاکرات به نتیجه نرسید، و شاید عمده ترین دلیل آن
عدم پایبندی هیتلر به قولهای خود در چند سال اخیر و درس گرفتن انگلیس از کنفرانس
مونیخ و اشغال چکسلواکی بود.
سرانجام ، هیتلر
در 31 آگوست 1939 دستورالعمل محرمانه جنگ را صادر کرد. تاریخ حمله، اول سپتامبر
تعیین شد. تاکید شد مسئولیت آغاز مخاصمات در جبهه غرب باید به دوش انگلیس و فرانسه
بیافتد. بیطرفی بلژیک،هلند، لوکزامبورگ و سویس طبق توافقات انجام شده با آن کشورها
باید رعایت شود. ولی ارتش نباید بگذارد دولتهای غربی از طریق خاک بلژیک و هلند، از
طریق شمال به آلمان حمله کنند. نیروی دریایی جنگ علیه کشتیهای بازرگانی در راه
انگستان را انجام دهد، و نیروی هوایی در درجه اول باید مانع حمله قوای انگلیس و
فرانسه به ارتش و آلمان شود. در صورت
لزوم، نیروی هوایی بایدبرای حمله به لندن و یا ناوگان دریایی انگلیس آماده باشد.
شامگاه 31 آگوست
1939، یک و نیم میلیون سرباز آلمانی به سوی مواضع خویش در مرز لهستان حرکت کردند.
طبق معمول ترتیب یک حمله ساختگی لهستان به رادیو آلمان داده شد تا مردم آلمان، لهستان
را مقصر بدانند. در اول سپتامبر با حمله به لهستان جنگ جهانی دوم آغاز شد.
{ پایان فصل 16}