ترس و نکبت رایش سوم شامل بیست و چهار نمایشنامه یک پرده ایست که برشت آنها را بین سالهای 1935 تا 1939 بر اساس زندگی جاری در آلمان بین سالهای 1933 تا 1938 در مهاجرت نوشته است. ( برشت سحرگاه شبی که رایشتاگ را آتش زدند(1934) ، از آلمان گریخت و مهاجرت پانزده ساله اش آغاز شد.) و در موقع نوشتن این نمایشنامه ها در دانمارک زندگی میکرد.
من این کتاب را در حدود سال 1365 خوانده بودم، و این بار نیز هم زمان با یکی از کتابهایی که در دست دارم((ظهور و سقوط رایش سوم)) اثر ماندگار ویلیام شایرر( و چون در آن کتاب به سال 1937 رسیدم) ، تصمیم گرفتم برای به دست آوردن تصور بهتری از جامعه آلمان نازی مجددا این کتاب را بخوانم. به نظر من کار برشت در این کتاب خارق العاده است. در 24 قسمت به 24 جنبه مختلف حکومت نازی میپردازد، و به خوبی ((ترس و نکبت)) جاری در جامعه و بین اقشار مخلف مردم را تصویر میکند. بسیاری از این جنبه ها فقط به آلمان نازی محدود نمیشود و میتواند هر جامعه دیکتاتور زده قرن بیستمی را نشان دهد. شاید از نظر یک جامعه شناس، این کتاب خیلی بیش از یک رمان با این حجم بتواند جامعه آلمان آن دوره را نشان دهد.
البته در یک بررسی منصفانه باید گفت برشت صرفا به جنبه ((ترس و نکبت)) رایش سوم اشاره کرده است. ولی برای به دست آوردن تصویری منصفانه تر و دقیق تر از جامعه آلمان نازی میبایست به بسیاری جنبه های دیگر هم اشاره میشد. آیا شور بسیاری از جوانان هوادار نازی، و آنچه که باعث تفوق رایش سوم بر اروپا و در هم شکستن بسیاری از ارتشهای اروپایی در سالهای 1939 تا 1943 شد، صرفا از این ترس و نکبت نشات میگرفت؟ به نظر من کار برشت در نوشتن این کتاب در اروپای قبل از جنگ بسیار عظیم بوده، و در اروپا و جهانی که بعضا به پدیده ظهور فاشیسم نگاه منفی نداشتند، به طور حتم ذهن هایی را قلقلک داده است. از یاد نبریم هم زمان با المپیک برلن (1936) بسیاری از خبرنگاران اروپایی تحت تاثیر توان سازماندهی نازیسم، و شور مردم آلمان قرار گرفتند. ولی از نظر من در یک بررسی جامع که بعد از جنگ جهانی میبایست اتفاق بیافتد، بهتر بود یک 24 پرده ای هم از گوشه هایی از زندگی جامعه آلمان که طرفداران هیتلر و نازیسم و خواستاران حکومت هزار ساله رایش سوم را نشان میدهد ساخته میشد. نباید فراموش کرد وقتی هیتلر در ژانویه 1933 به قدرت رسید، رای 40% مردم آلمان را در دست داشت. نباید فراموش کرد که مهمترین چیزی که یک دیکتاتوری را میسازد مخالفین آن نیست بلکه خود دیکتاتور، سازمان و ماشین جنگی و طرفداران او میباشند. پس توجه به این جنبه ها از یک جامعه دیکتاتور زده و در کنار آن (( ترس و نکبت )) این جامعه در کنار هم پرسپکتیو منصفانه ای از این جامعه به دست میدهد.
نمیدانم تاتر این کتاب هرگز در ایران اجرا شده است یا خیر. ولی اگر چنین نمایشنامه ای در ایران اجرا میشد فکر کنم نمایشنامه ای پر فروش میشد.
چاپ اول این کتاب در سال 1344 توسط انتشارات مروارید انجام شده است، و نسخه ای که من خواندم چاپ چهارم (1356)، در 196 صفحه و به مبلغ 200 ریال !!!!!!! میباشد، ولی فکر میکنم این کتاب در دهه 80 هم تجدید چاپ شد، و خواندن آن را به دوستان با تاکید زیاد توصیه میکنم. ترجمه شریف لنکرانی نیز چون همیشه خواندنی و دلنشین است. ( مثلا مانند عقاید یک دلقک، و آبروی از دست رفته کاترینا بلوم و برخی دیگر آثار برشت.)
در زیر برای اینکه تصویر بهتری از کتاب ارائه دهم، هر یک از 24 پرده را به طور خلاصه لیست میکنم.
1- اتحاد ملی- دو افسر اس.اس در حال مذاکره در مورد (( اتحاد ملی )) شروع به تیراندازی میکنند. (3 صفحه)
2- خیانت- یک زن و مرد، همسایه شان را به علت گوش کردن به رادیوی خارجی لو داده اند و نگران کت او هستند که هنگام بازداشت پاره شده بود. (2 صفحه)
3- صلیب گچی- یک مرد اس.آ. با چند نفر از مردم عادی در مورد شگردهایشان در مشخص کردن مخالفین با کشیدن صلیب گچی در پشت آنها توسط افراد بدون یونیفورم و دستگیری آنها توسط مامورین صحبت میکند و احتمال دارد در همین اثنا در حال علامت گذاری باشد. (28 صفحه)
4- سربازان مرداب- زندانیان در حال مخلوط کردن سیمان مشغول صحبت با یکدیگرند، و مرد اس. اس. مانع از این امر میشود. (6 صفحه)
5- خدمت به خلق – مرد اس.اس. به زندانی شلاق میزند و به او التماس میکند کمونیست بودن خود را تکذیب کند، تا او مجبور نباشد علیرغم خستگی، به شلاق زدن ادامه دهد. (3 صفحه)
6- قضاوت – یک قاضی در حال بررسی یک پرونده در مورد یک یهودی است. با توجه به شرایط خاص پرونده او نمیداند با کدام حکم میتواند منافع رایش را بهتر حفظ کند. (28 صفحه) این به نظر من یکی از بهترین پرده های کتاب است.
7- مرض ناشی از کار – یک مریض را به بیمارستان میاورند. پزشک معتقد است میبایست با سئوال راجع به زندگی خصوصی بیمار، تشخیص داد که آیا او لیاقت معالجه شدن را دارد یا خیر. ( 5 صفحه)
8- فیزیکدان – سه فیزیکدان مقاله ای از اینشتاین را میخوانند، و مواظبند استراق سمع نشوند.( 4 صفحه)
9- زن یهودی – یک زن یهودی، همسر پزشک پروتستانش را به قصد آمستردام ترک میکند تا شغل همسرش حفظ شود، مرد هم بدش نیامده (12 صفحه)
10- جاسوس – در ابتدا یک پدر و مادر در حضور پسر بچه شان با هم بحث میکنند، بعد با غیبت پسرشان نگران میشوند نکند او با سوء برداشت از صحبتهایشان که با نهایت احتیاط انجام شده رفته لو شان بدهد. (17 صفحه)
11- کفش سیاه – مادری، امکان پرداخت دو فنیگ هفتگی عضویت دخترش در سازمان جوانان هیتلر را ندارد.(4صفحه)
12- کار اجباری – یک دانشجو و یک کارگر جوان در اردوگاه کار اجباری سعی میکنند کم کار کردن خود را از فرمانده دسته پنهان کنند. ( 3 صفحه)
13- برنامه کارگران – گزارشگر رادیو در حضور افسر اس.آ. با کارگران یک کارخانه در حال مصاحبه فرمایشی است و خود با سئوالاتش، جواب را در دهان کارگران میگذارد. (5 صفحه)
14- صندوق – ماموران اس.آ. یک تابوت سربی در بسته که جسد پدر خانه در آن است میاورند، و میگویند سینه پهلو کرده، ولی خانواده میدانند او به خاطر گفتن اینکه مزدی بخود و نمیر به ما میدهند کشته شده است. (3 صفحه)
15- زندانی آزاد شده – مردی از بازداشتگاه آزاد شده و دوستانش به او شک دارند. (6 صفحه)
16- کمک زمستانی- یک بسته کمک زمستانی را به زنی سالخورده میدهند. او به دخترش میگوید تو و همسرت بی جهت به حکومت بد گمانید. این مذاکرات منجر به دستگیری دختر میشود. (4 صفحه)
17- دو نانوا – دو نانوا در زندان با هم صحبت میکنند، یکی دو سال قبل به علت اینکه علف و سیب زمینی داخل نان گذاشته به جرم تقلب دستگیر شده، و دومی به تازگی برای اینکه حاضر نشده برای ارزان شدن نان علف و سیب زمینی داخل نان بگذارد دستگیر شده است. (2 صفحه) این کوتاه ترین پرده و در عین حال بسیار گویا است.
18- دهقان به خوکش غذا میدهد – یک دهقان علیرغم ممنوعیت این مسئله به خوکش غله میدهد. (3صفحه)
19- مبارز قدیمی – یک قصاب، حاضر نشده گوشت مقوایی در ویترین قصابی اش بگذارد، و رفته در یک حراج گوشت، گوشت واقعی تدارک کند. شایع است پسر او که اس.آ. بوده را شب گذشته گرفته اند، و پدرش را چون خارج از شهر بوده نگرفته اند. زن قصاب، صبح در دکان را باز میکند، مردم در ویترین پسر قصاب را میبینند که خودش را دار زده و به گردنش مقوایی است که روی آن نوشته " من به هیتلر رای دادم." (7 صفحه)
20- موعظه کوه – یک کشیش بالای سر یک ماهیگیر محتضر است، و میبیند پاسخگویی به سئوالات مرد، میتواند برای او خطرناک باشد. ( 6 صفحه)
21- شعار – یک پسر بچه در سازمان جوانان هیتلری شعرهایی را که میبایست یاد بگیرد خوب یاد نگرفته است. او از نظر سردسته متهم است که در خانه چیزهای دیگری یاد میگیرد. (4 صفحه)
22-خبر گلوله باران بندر آلمریا به سربازخانه ها میرسد – دو جوان در مورد شروع دخالت آلمان در اسپانیا و غذا صحبت میکنند. (3 صفحه)
23- ایجاد کار – یک مرد از اینکه در یک کارخانه تولید موتور هواپیما کار میکند، خوشحال است و در خانه اش با زن همسایه صحبت میکند. همسر مرد به خانه میاید، او خبر مرگ برادرش در جنگ اسپانیا را گرفته، ولی مرد به دلیل حفظ شغلش و اینکه دخالت آلمان در اسپانیا علنی نیست، از زن میخواهد سیاه نپوشد. (7 صفحه)
24- رفراندوم – دو کارگر و یک زن (همگی معترض) در مورد رفراندوم شروع جنگ صحبت میکنند، و نامه یک مبارز اعدام شده را میخوانند، و در انتها زن میگوید باید رای بدهیم "نه" ( 4 صفحه)