Film “In The Bedroom” (2001), directed by: Todd Field

 

    یک فیلم بسیار خوب به کارگردانی تاد فیلد و با شرکت سیسی اسپاسک، تام ویلکینسون، ماریزا تومی .فیلم داستان یک زوج میانسال نسبتا مرفه است که تنها پسرشان با یک زن شوهردار بزرگتر از خود ارتباط دارد، و این ارتباط نهایتا منجر به کشته شدن پسر به دست همسر زن میشود. قسمت عمده فیلم به تاثیر این واقعه تلخ در زندگی آرام این زوج میپردازد. فیلمنامه، کارگردانی و بازیهای فیلم فوق العاده است، و جالب آنکه فیلم برای 3 هنرپیشه فوق، فیلمنامه و بهترین فیلم کاندید اسکار بوده است. در اواخر فیلم شاهد یک پیچ غیر مترقبه در داستان هستیم که احتمالا برای اکثر تماشاگران حرفه ای سینما قابل پیش بینی نمیباشد. (گر چه اگر نویسنده فیلمنامه بودم برای فیلم این پایان را انتخاب نمیکردم)

    به اعتقاد من فیلم به خوبی نشان میدهد که در بین زوجهایی که به مرور زمان یک تعادل پایدار ایجاد شده است، چگونه یک عامل خارجی میتواند بر هم زننده این تعادل باشد، و مشکلاتی را که در عمق وجود دارد، به سطح آورده و تعادل را به هم زند. نحوه برخورد جامعه با این مورد نیز بسیار خوب پرداخت شده. گرچه فیلم تلخی است ولی از آن لذت زیادی بردم، و فکر کنم فیلم دوستان اگر این فیلم را ندیده اند حتما آن را ببینند. گرچه هر 3 هنرپیشه اصلی عالی بازی میکنند، ولی تام ویلکینسون به نظر من خارق العاده است. ضمن آن که در بسیاری موارد سکوت در فیلم بیشترین حرف را زده است.

Film “The Tree”(2010)- by: Julie Bertuccelli

 

فیلم استرالیایی "درخت" در سال 2010 توسط جولی برتوچلی کارگردانی شده، و شارلوت گینزبورگ هنرپیشه اصلی آن است. گینزبورگ نقش یک زن را بازی میکند که در یک خانه روستایی با همسر و 4 فرزندش زندگی خوبی دارند. همسرش ناگهان بر اثر حمله قلبی میمیرد، دختر 8 ساله او که شخصیت دوم فیلم است، معتقد است که پدرش از طریق یک درخت بسیار بزرگ و کهنسال که در خانه شان است با او صحبت میکند و این را به عنوان یک راز بین خود و مادر نگاه میدارد. از طرف دیگر تدریجا رابطه عاشقانه بین  گینزبورگ و مردی که کارفرمایش است شکل میگیرد. و وقایع داستان تدریجا تا ترک خانه توسط این خانواده ادامه دارد. داستان ساده فیلم مشکلات زن در اداره خانواده، و ارتباطش با بچه ها ( به خصوص با دختر 8 ساله اش)، همسایه ها و مرد مورد علاقه اش را نشان میدهد که درخت و طبیعت نیز در آن نقش زیادی بازی میکنند. خوشبختانه فیلم در ارتباط با طبیعت به دامان ماوراءالطبیعه نمیغلطد، و همین مسئله فیلم را تاثیر گذارتر کرده است.

    بازی گینزبورگ و دختر 8 ساله ((مورگانا دیویس)) عالی است. جایی خواندم که دختر 8 ساله از بین 200 نفر و درخت از بین 1000 درخت انتخاب شده اند. هر دو این انتخابها بسیار مناسب انجام شده اند و به فیلم کمک زیادی کرده اند. پایان فیلم نیز کاملا واقعگرایانه است، و بر خلاف بسیاری فیلمهای امریکایی " هپی اند" نیست.  به هر صورت فیلم ساده و خوبی است، و دوستداران طبیعت نیز از آن لذت خواهند برد. ولی طرفداران فیلمهای اکشن بهتر است به آن نزدیک نشوند. فکر میکنم در مجموع خانمها با فیلم ارتباط بیشتری برقرار میکنند، خصوصا آنکه کارگردان، نویسندگان و هنرپیشگان اصلی آن همگی زن هستند.   

کتاب – فرانکو – نویسنده: ایوان هارشانی – ترجمه: کمال ظاهری –چاپ اول:1388 نشر چشمه- 227 صفحه +تصاویر

    کتاب – فرانکو – نویسنده: ایوان هارشانی – ترجمه: کمال ظاهری –چاپ اول:1388 نشر چشمه- 227 صفحه +تصاویر

    مدتها بود میخواستم کتابی در مورد فرانکو بخوانم. در حافظه ام خاطره ای محو از کتابی به نام "منم فرانکو" نوشته ولاسکو  مونتالبان که جزء منابع این کتاب ذکرشده وجود دارد، که حضوری کوتاه مدت در (شاید اوائل دهه 70) بازار کتاب داشت و من آن را نخریدم. جلد دوم کتاب جنگ داخلی اسپانیا نوشته هیو تامسون و ترجمه مهدی سمسار از انتشارات خوارزمی را سالها است که دارم، ولی جلد اولش را هرگز نیافتم. مضاف آنکه این کتاب بیشتر در مورد جنگ داخلی اسپانیا است، و فرانکو مسئله محوری آن نیست. در کتابهای عام راجع به تاریخ اروپا در قرن بیستم نیز معمولا اسپانیا یکی از مهجور ترین کشورها است. کما اینکه در اثر بسیار گرانقدری چون اروپا از دوران ناپلئون اثر دیوید تامسون نیز به اسپانیا در هر دو قرن 19 و 20 توجه زیادی نشده است.

    همیشه برای من مسئله بود که فرق فرانکو با دیکتاتورهای دیگر معاصر خود نظیر هیتلر و موسولینی چه بوده است که هم عمر دیکتاتوری او بسیار بیشتر از آنها بوده ( 39 سال بین 1936 تا 1975)، و هم خود را از جنگ جهانی دوم دور نگاه داشته است، هم توانسته کاری کند که تا زمان مرگ بر سر قدرت باشد، و هم پس از او اسپانیا بدون خشونت و خونریزی و بدون حضور قدرتهای خارجی تدریجا به سمت دموکراسی گام بردارد.

     اگر فکر کنید در این کتاب پاسخی به این سئوالات و سئوالات مشابه پیدا میشود، اشتباه میکنید، و اگر فکر میکنید برای یافتن پاسخ این سئوالات در کتابهای موجود در ایران، از خواندن این کتاب بی نیازید باز هم اشتباه میکنید.

    موضوع محوری کتاب زندگی فرانکو است، و از آغاز تولد تا زمان مرگ او را بدون لحن روایت داستانی، و با لحن یک کتاب تاریخ بازگو میکند. این کتاب مدخل مناسبی برای کتابهای بعدی در این زمینه میباشد.

    نظر فعلی من در مورد یکی از اصلی ترین تفاوت بین شخصیت فرانکو با هیتلر و موسولینی، در خاستگاه او است. فرانکو یک تربیت نظامی نسبتا سخت داشته است، و بر اساس شایستگیهای خود تا درجه ژنرالی بالا رفت. ولی هیتلر یک ولگرد غیر آلمانی بوده که دوره محدودی نیز در ارتش خدمت میکرده، و موسولینی هم که هیچ کاره همه کاره بوده است. به نظر من این تفاوتهای فردی دیکتاتورها بعدها به طرق مختلف در زمانی که بر سر قدرت بودند، در کنار شرایط و تاریخ کشورشان و شرایط جهانی تاثیر خود را بر وقایع گذاشتند. به شخصه فرانکو را از سایر دیکتاتورهای قرن بیستم متعادل تر و در عین حال اصولگراتر میدانم.

     کتاب منتشر شده از نظر ترجمه، صفحه بندی، نام نامه فارسی به لاتین و ماخذ خوب است. جای فهرست اعلام و معرفی نویسنده نیز خالی است. به هر صورت دست نشر چشمه درد نکند که این کتاب را با تیراژ فقط 1500 جلد منتشر کرد، و مرا تا حدی در مسیر بهتری برای یافتن پاسخهایم قرار داد.

    این بحث جای زیادی برای ادامه دارد، و امیدوارم علاوه بر بحث اگر هر یک از دوستان منابعی نیز میشناسند به من معرفی کنند.        

کتاب – ترس و نکبت رایش سوم – نویسنده : برتولت برشت. مترجم : شریف لنکرانی

   

  

ترس و نکبت رایش سوم شامل بیست و چهار نمایشنامه یک پرده ایست که برشت آنها را بین سالهای 1935 تا 1939 بر اساس زندگی جاری در آلمان بین سالهای 1933 تا 1938 در مهاجرت نوشته است. ( برشت سحرگاه شبی که رایشتاگ را آتش زدند(1934) ، از آلمان گریخت و مهاجرت پانزده ساله اش آغاز شد.) و  در موقع نوشتن این نمایشنامه ها در دانمارک زندگی میکرد.

    من این کتاب را در حدود سال 1365 خوانده بودم، و این بار نیز هم زمان با یکی از کتابهایی که در دست دارم((ظهور و سقوط رایش سوم)) اثر ماندگار ویلیام شایرر( و چون در آن کتاب به سال 1937 رسیدم) ، تصمیم گرفتم برای به دست آوردن تصور بهتری از جامعه آلمان نازی مجددا این کتاب را بخوانم. به نظر من کار برشت در این کتاب خارق العاده است. در 24 قسمت به 24 جنبه مختلف حکومت نازی میپردازد، و به خوبی ((ترس و نکبت)) جاری در جامعه و بین اقشار مخلف مردم را تصویر میکند. بسیاری از این جنبه ها فقط به آلمان نازی محدود نمیشود و میتواند هر جامعه دیکتاتور زده قرن بیستمی را نشان دهد. شاید از نظر یک جامعه شناس، این کتاب خیلی بیش از یک رمان با این حجم بتواند جامعه آلمان آن دوره را نشان دهد.

    البته در یک بررسی منصفانه باید گفت برشت صرفا به جنبه ((ترس و نکبت)) رایش سوم اشاره کرده است. ولی برای به دست آوردن تصویری منصفانه تر و دقیق تر از جامعه آلمان نازی میبایست به بسیاری جنبه های دیگر هم اشاره میشد. آیا شور بسیاری از جوانان هوادار نازی، و آنچه که باعث تفوق رایش سوم بر اروپا و در هم شکستن بسیاری از ارتشهای اروپایی در سالهای 1939 تا 1943 شد، صرفا از این ترس و نکبت نشات میگرفت؟ به نظر من کار برشت در نوشتن این کتاب در اروپای قبل از جنگ بسیار عظیم بوده، و در اروپا و جهانی که بعضا به پدیده ظهور فاشیسم نگاه منفی نداشتند، به طور حتم ذهن هایی را قلقلک داده است. از یاد نبریم هم زمان با المپیک برلن (1936) بسیاری از خبرنگاران اروپایی تحت تاثیر توان سازماندهی نازیسم، و شور مردم آلمان قرار گرفتند. ولی از نظر من در یک بررسی جامع که بعد از جنگ جهانی میبایست اتفاق بیافتد، بهتر بود یک 24 پرده ای هم از گوشه هایی از زندگی جامعه آلمان که طرفداران هیتلر و نازیسم و خواستاران حکومت هزار ساله رایش سوم را نشان میدهد ساخته میشد. نباید فراموش کرد وقتی هیتلر در ژانویه 1933 به قدرت رسید، رای 40% مردم آلمان را در دست داشت. نباید فراموش کرد که مهمترین چیزی که یک دیکتاتوری را میسازد مخالفین آن نیست بلکه خود دیکتاتور، سازمان و ماشین جنگی و طرفداران او میباشند. پس توجه به این جنبه ها از یک جامعه دیکتاتور زده و در کنار آن (( ترس و نکبت )) این جامعه در کنار هم پرسپکتیو منصفانه ای از این جامعه به دست میدهد.

    نمیدانم تاتر این کتاب هرگز در ایران اجرا شده است یا خیر. ولی اگر چنین نمایشنامه ای در ایران اجرا میشد فکر کنم نمایشنامه ای پر فروش میشد.

    چاپ اول این کتاب در سال 1344 توسط انتشارات مروارید انجام شده است، و نسخه ای که من خواندم چاپ چهارم (1356)، در 196 صفحه و به مبلغ 200 ریال !!!!!!! میباشد، ولی فکر میکنم این کتاب در دهه 80 هم تجدید چاپ شد، و خواندن آن را به دوستان با تاکید زیاد توصیه میکنم. ترجمه شریف لنکرانی نیز چون همیشه خواندنی و دلنشین است. ( مثلا مانند عقاید یک دلقک، و آبروی از دست رفته کاترینا بلوم و برخی دیگر آثار برشت.)

    در زیر برای اینکه تصویر بهتری از کتاب ارائه دهم، هر یک از 24 پرده را به طور خلاصه لیست میکنم.

1-     اتحاد ملی- دو افسر اس.اس در حال مذاکره در مورد (( اتحاد ملی )) شروع به تیراندازی میکنند. (3 صفحه)

2-    خیانت- یک زن و مرد، همسایه شان را به علت گوش کردن به رادیوی خارجی لو داده اند و نگران کت او هستند که هنگام بازداشت پاره شده بود. (2 صفحه)

3-    صلیب گچی- یک مرد اس.آ. با چند نفر از مردم عادی در مورد شگردهایشان در مشخص کردن مخالفین با کشیدن صلیب گچی در پشت آنها توسط افراد بدون یونیفورم و دستگیری آنها توسط مامورین صحبت میکند و احتمال دارد در همین اثنا در حال علامت گذاری باشد. (28 صفحه)

4-    سربازان مرداب- زندانیان در حال مخلوط کردن سیمان مشغول صحبت با یکدیگرند، و مرد اس. اس. مانع از این امر میشود. (6 صفحه)

5-    خدمت به خلق – مرد اس.اس. به زندانی شلاق میزند و به او التماس میکند کمونیست بودن خود را تکذیب کند، تا او مجبور نباشد علیرغم خستگی، به شلاق زدن ادامه دهد. (3 صفحه)

6-    قضاوت – یک قاضی در حال بررسی یک پرونده در مورد یک یهودی است. با توجه به شرایط خاص پرونده او نمیداند با کدام حکم میتواند منافع رایش را بهتر حفظ کند. (28 صفحه) این به نظر من یکی از بهترین پرده های کتاب است.

7-    مرض ناشی از کار – یک مریض را به بیمارستان میاورند. پزشک معتقد است میبایست با سئوال راجع به زندگی خصوصی بیمار، تشخیص داد که آیا او لیاقت معالجه شدن را دارد یا خیر. ( 5 صفحه)

8-    فیزیکدان – سه فیزیکدان مقاله ای از اینشتاین را میخوانند، و مواظبند استراق سمع نشوند.( 4 صفحه)

9-    زن یهودی – یک زن یهودی، همسر پزشک پروتستانش را به قصد آمستردام ترک میکند تا شغل همسرش حفظ شود، مرد هم بدش نیامده (12 صفحه)

10-  جاسوس – در ابتدا یک پدر و مادر در حضور پسر بچه شان با هم بحث میکنند، بعد با غیبت پسرشان نگران میشوند نکند او با سوء برداشت از صحبتهایشان که با نهایت احتیاط انجام شده رفته لو شان بدهد. (17 صفحه)

11-  کفش سیاه – مادری، امکان پرداخت دو فنیگ هفتگی عضویت دخترش در سازمان جوانان هیتلر را ندارد.(4صفحه)

12- کار اجباری – یک دانشجو و یک کارگر جوان در اردوگاه کار اجباری سعی میکنند کم کار کردن خود را از فرمانده دسته پنهان کنند. ( 3 صفحه)

13- برنامه کارگران – گزارشگر رادیو در حضور افسر اس.آ. با کارگران یک کارخانه در حال مصاحبه فرمایشی است و خود با سئوالاتش، جواب را در دهان کارگران میگذارد. (5 صفحه)

14- صندوق – ماموران اس.آ. یک تابوت سربی در بسته که جسد پدر خانه در آن است میاورند، و میگویند سینه پهلو کرده، ولی خانواده میدانند او به خاطر گفتن اینکه مزدی بخود و نمیر به ما میدهند کشته شده است. (3 صفحه)

15- زندانی آزاد شده – مردی از بازداشتگاه آزاد شده و دوستانش به او شک دارند. (6 صفحه)

16-  کمک زمستانی- یک بسته کمک زمستانی را به زنی سالخورده میدهند. او به دخترش میگوید تو و همسرت بی جهت به حکومت بد گمانید. این مذاکرات منجر به دستگیری دختر میشود. (4 صفحه)

17- دو نانوا – دو نانوا در زندان با هم صحبت میکنند، یکی دو سال قبل به علت اینکه علف و سیب زمینی داخل نان گذاشته به جرم تقلب دستگیر شده، و دومی به تازگی برای اینکه حاضر نشده برای ارزان شدن نان علف و سیب زمینی داخل نان بگذارد دستگیر شده است. (2 صفحه) این کوتاه ترین پرده و در عین حال بسیار گویا است.

18- دهقان به خوکش غذا میدهد – یک دهقان علیرغم ممنوعیت این مسئله به خوکش غله میدهد. (3صفحه)

19- مبارز قدیمی – یک قصاب، حاضر نشده گوشت مقوایی در ویترین قصابی اش بگذارد، و رفته در یک حراج گوشت، گوشت واقعی تدارک کند. شایع است پسر او که اس.آ. بوده را شب گذشته گرفته اند، و پدرش را چون خارج از شهر بوده نگرفته اند. زن قصاب، صبح در دکان را باز میکند، مردم در ویترین پسر قصاب را میبینند که خودش را دار زده و به گردنش مقوایی است که روی آن نوشته " من به هیتلر رای دادم." (7 صفحه)

20- موعظه کوه – یک کشیش بالای سر یک ماهیگیر محتضر است، و میبیند پاسخگویی به سئوالات مرد، میتواند برای او خطرناک باشد. ( 6 صفحه)

21- شعار – یک پسر بچه در سازمان جوانان هیتلری شعرهایی را که میبایست یاد بگیرد خوب یاد نگرفته است. او از نظر سردسته متهم است که در خانه چیزهای دیگری یاد میگیرد. (4 صفحه)

22-خبر گلوله باران بندر آلمریا به سربازخانه ها میرسد – دو جوان در مورد شروع دخالت آلمان در اسپانیا و غذا صحبت میکنند. (3 صفحه)

23-                        ایجاد کار – یک مرد از اینکه در یک کارخانه تولید موتور هواپیما کار میکند، خوشحال است و در خانه اش با زن همسایه صحبت میکند. همسر مرد به خانه میاید، او خبر مرگ برادرش در جنگ اسپانیا را گرفته، ولی مرد به دلیل حفظ شغلش و اینکه دخالت آلمان در اسپانیا علنی نیست، از زن میخواهد سیاه نپوشد. (7 صفحه)

24- رفراندوم – دو کارگر و یک زن (همگی معترض) در مورد رفراندوم شروع جنگ صحبت میکنند، و نامه یک مبارز اعدام شده را میخوانند، و در انتها زن میگوید باید رای بدهیم "نه" ( 4 صفحه)

 

 

INVICTUS (2009) BY Clint Eastwood

 

این فیلم با شرکت مورگان فریمن در نقش نلسون ماندلا و مت دیمون به نقش کاپیتان تیم راگبی افریقای جنوبی ساخته شده است. در مجموع فیلم ساده و خوش ساختی است، و میتوان گفت که یک فیلم ورزشی بر مبنای یک داستان واقعی و با حضور نلسون ماندلا بر مبنای وقایع سالهای اولیه لغو آپارتاید است. در حقیقت مسابقات جهانی راگبی 1995 بهانه ای است که ببینیم ماندلا چگونه توانست با تیزهوشی و خردمندی از بروز جنگ داخلی در افریقای جنوبی جلوگیری کرد و به جای انتقامجویی سیاهان از سفیدها چگونه علیرغم همه سختیهای این روند این دو را به عنوان شهروندان افریقای جنوبی کنار هم قرارداد.به نظر من پیام اصلی فیلم "forgiveness" است، و میبینیم از نظر مت دیمون، مسئله اصلی پیروزی نیست بلکه این است که چگونه میتوان 30 سال در زندان بود و بعد زندانبانان را بخشود. میبینیم ماندلا چگونه با "هدف گذاری" موفق میشود روحیه پیروزی را در تیم ملی راگبی ایجاد کند و چگونه بین مردم (به خصوص سیاهان ) و تیم ملی همدلی ایجاد نماید. مورگان فریمن انتخاب خوبی برای نقش ماندلا  بود. در حقیقت این نقش ادامه همان نقش آفرینی های معمول او در فیلمهایی نظیر هفت، رانندگی میس دیزی و بسیاری فیلمهای مشابه است، و به همین دلیل بازی او به نقش ماندلا برای تماشاگر متقاعد کننده است. دیدن این فیلم به علاقمندان فیلمهای ورزشی، و کسانی که به نلسون ماندلا و تحولات افریقای جنوبی علاقمندند و نیز به کسانی که فکر میکنند مبارزه سیاسی نوعی انتقامجویی است توصیه میشود.

INSOMNIA (2002) by Christopher Nolan

 

بی خوابی (Insomnia) یکی ازفیلمهای اولیه کریستوفر نولان است که در سال 2002 با شرکت آل پاچینو، رابین ویلیامز و هیلاری سوانک ساخته شده است. داستان فیلم در آلاسکا میگذرد، و آل پاچینو در نقش پلیسی که از لس آنجلس به منظور کمک به پلیس محلی جهت حل یک پرونده قتل به آنجا میرود و به دلیل اینکه طول روز بسیار زیاد است نمیتواند بخوابد بازی خیره کننده ای ارائه میدهد. هر چه از فیلم میگذرد، پاچینو را خسته تر میبینیم، و فکر میکنم او در القای این مسئله بسیار موفق عمل میکند. پس از مدتی از آغاز فیلم به پیچ اصلی داستان میرسیم. پارتنر پاچینو (به عمد یا غیر عمد) توسط او در یک عملیات تعقیب و گریز با قاتل کشته میشود، و در ادامه شاهد یک روند هیجان انگیز در فیلم شامل معامله پاچینو با قاتل، مشکوک شدن هیلاری سوانک به پاچینو میشویم. فیلم دارای سناریو، فیلمبرداری و بازیگری بسیار خوبی است، و طبعا کریستوفر نولان به خوبی این مجموعه را هماهنگ کرده است. فیلم از روی یک فیلم اسکاندیناوی به همین نام ساخته شده که آن را ندیده ام. یکی از جمله های انتهایی این فیلم در طی این چند سال همیشه یادم مانده بود. وقتی در انتهای فیلم هیلاری سوانک میخواهد مدرک گناهکاری پاچینو را دور اندازد، پاچینو به او میگوید : از مسیر خود منحرف نشو (نقل به معنا). و میبینیم پاچینو با انحراف از مسیر خود چگونه سابقه خود را خراب کرد.

با دیدن Inception,Memento از نولان در ماه اخیر میتوانم بگویم او فیلمنامه های بسیار خوبی را انتخاب میکند، و در اجرا بسیار کارگردان موفقی است، به خصوص این دو فیلم اخیر که پلات بسیار پیچیده ای دارند، و کارگردانی خوب نولان نقش زیادی در خوب در آمدن آنها داشته است. دیدن این فیلم (که احتمالا خیلی ها آن را دیده اند) را توصیه میکنم.