Film”In Bruges”(2008), directed by:Martin Mcdonagh
در بروژ، یک سینمای ناب است. فیلم با شرکت کالین فارل (ری)، برندان گلیسن (کن) در نقشهای اصلی و رالف فینس (هری) و البته شهر بروژ میباشد.
ری و کن دو آدمکش حرفه ای هستند که برای هری کار میکنند. وقتی ری اشتباها پسر بچه ای را همراه کشیشی که قرار بوده بکشد به قتل میرساند. هری آنها را جهت مخفی شدن به بروژمیفرستد. ری عصبی از واقعه پیش آمده با ذهنیت منفی با بروژ برخورد دارد، و هری سعی میکند از زیباییها و ساختمانهای این شهر لذت ببرد. ری، عصبی، پرخاشگر و ناسازگار است. کن جا افتاده، خونسرد، حمایتگر و دوست داشتنی است. ولی هری، کن را مامور کشتن ری میکند، و پس از ماجراهایی در یکی از زیباترین سکانسهای فیلم میبینیم در زمانیکه کن از پشت به ری نزدیک میشود تا او را بکشد، وقتی میبیند ری در حال خودکشی است، او را نجات میدهد. هری نیز علیرغم بیرحمی و شقاوتش، برای خود اصولی دارد، و مسئله اصلی او با ری هم همین است، او معتقد است ری میبایست پس از کشتن بچه، خود را می کشت. ( و در انتهای فیلم صداقت او ثابت میشود). جریان وقایع طوری پیش میرود که 20 دقیقه پایانی را به یکی از درخشانترین پایان بندیهای سالهای اخیر تبدیل میکند.
نویسنده فیلمنامه و کارگردان، مارتین مک دونا است که با جستجو در اینتر نت متوجه شدم کار اولش است، و امیدوارم کارهای بعدی او نیز به این زیبایی باشد. کارگردانی خوب او باعث شده ته مایه طنز علیرغم موضوع بسیار جدی فیلم، در تمامی فیلم دیده شود. بازی کالین فارل نیز خارق العاده است. گرچه از بازی برندان گلیسن نیز نمیتوان گذشت. فیلمبرداری نیز بسیار زیبا است، و طبعا فیلمبرداریهای انجام شده از شهر بروژ در خاطره میماند. بگذریم از اینکه صحنه های شب برفی در پایان فیلم به خوبی تصویر شده است. موسیقی متن فیلم نیز زیبا است.
به طور کلی قاتلین حرفه ای این فیلم با قاتلین حرفه ای اکشن های امریکایی تفاوت زیاد دارند، و میبینیم هر یک برای خود اصول و جهان بینی خاص دارند. تماشای این فیلم را به همه دوستان توصیه میکنم.