کتاب – ظهور و سقوط رایش سوم – نویسنده: ویلیام شایرر – ترجمه : کاوه دهگان – خلاصه فصل15
فصل 15- پیمان نازی – شوروی :
در شرایطی که وزیر خارجه انگلیس حاضر نبود به مسکو برود، ریبن تروپ جهت تحقق پیمان آلمان با شوروی نه تنها مایل بلکه مشتاق به این سفر بود. تناقضی که نازیها، به درستی جساب کرده بودند در استالین تاثیر مثبت خواهد داشت. پیشنهاد سفر ریبن تروپ به مسکو، حاوی طعمه خوبی برای شوروی بود." در فاصله دریاهای بالتیک و سیاه، مسئله ای نیست که نتوان با خشنودی هر دو کشور آن را حل کرد. از جمله ممالک بالتیک، لهستان، مسائل جنوب شرقی اروپا....... .” آلمان آماده بود اروپای شرقی، از جمله لهستان را با شوروی تقسیم کند. هیتلر میخواست با این پیشنهاد بطور قطعی، انگلیس و فرانسه را از پیش رو بردارد.
مذاکرات سران آلمان در اواسط اوت 1939 نشان میدهد که هیتلر به حمایت نظامی انگلیس از لهستان باور نداشته، و معتقد بوده همانند کنفرانس مونیخ، دولتهای غربی لهستان را تنها خواهند گذاشت. گرچه برخی خارجیهایی که به لندن رفت و آمد داشتند، با در نظر داشتن افکار عمومی انگلیسی ها، این نظر را قبول نداشتند. از بزرگان آلمان ، ژنرال توماس در درجه اول، و هالدر و کاناریس در درجه بعد با نظر هیتلر مخالف بودند. ژنرال توماس رییس بخش اقتصاد و تسلیحات ارتش بود. او یادداشتی به کایتل داد، و گفت جنگ عاجل و صلح عاجل، خیالپردازی است. حمله به لهستان، جنگ جهانی برپا خواهد کرد، و آلمان فاقد مواد خام و خواربار کافی جهت چنین پیکاری است. کایتل که همیشه دنباله رو هیتلر بود، این اندیشه ها را تحقیر و استهزا کرد.
شوروی با مشاهده عجله آلمان برای انعقاد صلح، پیش شرط انعقاد قرارداد تجاری و اعتباری را اعلام کرد. و پس از این پیش شرط ، بستن پیمان عدم تجاوز را امکان پذیر دانست. در شرایطی که آلمان میبایست قبل از بارانهای پاییزی حمله به لهستان را آغاز کند، پیمان با شوروی اهمیت حیاتی یافته بود. در این مرحله هیتلر خود پا پیش گذاشت و با فرو خوردن غرور و نخوت خویش، در حالی که سالها از استالین بدگویی کرده بود، طی تلگرامی در 20 اگوست از او خواهش کرد ریبن تروپ را در مسکو بپذیرد، و با امضای قرارداد تجاری با شوروی نیز موافقت کرد. روز بعد استالین موافقت خود را اعلام نمود. استالین در مذاکرات با نمایندگان انگلیس و فرانسه به این نتیجه رسیده بود که آنها میخواهند از شوروی سوء استفاده کنند، کما اینکه فرانسه آمادگی خود را برای بسیج 100 لشکر، و انگلیس فقط برای دو لشکر جهت حمایت از لهستان اعلام کردند، و از شوروی انتظار بسیج 300 لشکر را داشتند.
رادیو آلمان شامگاه 21 اگوست 1939 برنامه خود را قطع کرد، و توافق شوروی و آلمان برای پیمان عدم تجاوز و سفر ریبن تروپ به مسکو در 23 اگوست را اعلام کرد.
هیتلر با راحتی خیال در مورد توافق با شوروی، در یکی از پر نخوت ترین حالات خود، با نظامیان ارشد جلسه ای برگزار کرد. ابتدا از خود، موسولینی و ژنرال فرانکو، دیکتاتور اسپانیا سخن گفت. وی گفت در آلمان همه چیز به من و هستی من منوط است، و هیچ کس این چنین اعتماد مردم آلمان را جلب نکرده است. ولی هر زمان، جنایتکار یا دیوانه ای میتواند مرا از بین ببرد. موسولینی نیز برای ایتالیا بسیار مهم است، و اگر حادثه ای برای او رخ دهد، وفاداری ایتالیا به اتحاد با آلمان، قطعی نخواهد بود. فرانکو نیز حداقل بیطرفی خیرخواهانه اسپانیا را تضمین میکند. در انگلستان و فرانسه نیز شخصیت برجسته ای وجود ندارد.
در ادامه، هیتلر تاکید کرد برای توسعه سرزمینهای آلمان، و حل مشکلات وخیم اقتصادی، ابتدا میبایست لهستان فتح شود. در شرایط فعلی که من (هیتلر) زنده ام، و وضع دولتهای دوست و مخالف، چنین است، بهترین زمان برای اقدام است. و ممکن است مجموعه مختصات در دو سه سال بعد تغییر کند. آلمان بزرگ با بلوف سیاسی آفریده شد. ارتش میبایست قبل از نبرد با غرب، در لهستان محک بخورد. دولتهای غربی فکر میکردند بعد از لهستان، شوروی دشمن اصلی ما خواهد شد. ولی در این زمینه نیز آلمان پیشدستی کرد. حمله به لهستان قطعی است و امیدوارم این بار امثال چمبرلن با میانجیگری، جلوی آن را نگیرند.
ریبن تروپ با اختیارات کامل از طرف هیتلر به مسکو رفت، و مذاکرات به خوبی پیش رفت، و پیمان عدم تجاوز منعقد شد. طبق این معاهده، هیچ یک از دو کشور به دیگری حمله نخواهد کرد، و در صورتیکه هریک از آنها از طرف قدرت ثالثی مورد حمله قرار گیرد، طرف دیگر بهیچوجه از قدرت ثالث حمایت نخواهد کرد، و نیز هیچیک در پیمانهایی که علیه طرف دیگر خواهد بود شرکت نخواهند کرد. طرفین در مورد نحوه تعیین مرز بین خود در صورت بروز تغییرات ارضی و سیاسی در لهستان و ممالک بالتیک (فنلاند، استونی، لتونی و لیتوانی) نیز به توافق رسیدند.
استالین، دو سال بعد هنگامی که آلمان آماده حمله به شوروی شده بود، تفاخر کنان در رادیو گفت ما برای مردم کشورمان دو سال صلح تامین کردیم، و وضعیت نظامی و دفاعی خود را تقویت کردیم. گرچه این حرف صحیح است، ولی عملا این توافق باعث شد آلمان بتواند با سست شدن حلقه دفاعی لهستان، ابتدا این کشور و سپس فرانسه را تسخیر کرده و در زمان حمله به شوروی، هیچ جبهه غربی علیه آلمان باز نشود، در حالیکه شاید در صورت عدم انعقاد پیمان بین المان و شوروی، آلمان از جمله به لهستان پرهیز میکرد. البته باید تاکید کرد که دولت لهستان همواره خواهان حذف شوروی از حلقه حمایت کنندگان لهستان بود، و انگلیس و فرانسه نیز هرگز به طور جدی امکان حضور شوروی در حلقه همکاری را فراهم نکردند. چرچیل بعدها عنوان کرد که اقدام استالین در مورد معامله با هیتلر گرچه بی رحمانه بود، ولی به حد اعلا واقع بینانه نیز بود. به خصوص اقدامات چمبرلن نگرانی استالین را در مورد اینکه انگلیس آلمان را تشویق به حمله به شرق و شوروی میکند تشدید میکرد. { پایان فصل 15}