خوشبختانه یک مجموعه کامل از کارهای وودی آلن پیدا کرده ام، و در 2 هفته اخیر Play It Again, Sam و Melinda & Melinda را دیدم، که به علت تنبلی و بازیهای آسیایی چیزی در موردشان ننوشتم و هفته بعد باید جبران کنم. فیلم آلیس را وودی آلن در سال 1990 با شرکت میا فارو، جو مانته نا، ویلیام هرت و بدون حضور خودش کارگردانی کرد. من حد اقل 2 فیلم دیگر از وودی آلن را در کنار آلیس به عنوان فیلمهایی از آلن میشناسم، که به طور خاص به زن قهرمان داستان میپردازد. ( فیلمهای Purple Rose Of Cairo , Another Woman )
میا فارو نقش همسر کاتولیک یک مرد ثروتمند نیویورکی را بازی میکند که دو بچه دارد، و از ازدواجش 16 سال گذشته است. بخش عمده زندگی او به خرید، معاشرت با زنان همتراز خود، غیبت پشت سر بقیه و ......... و میگذرد. رابطه او وهمسرش هم بسیار معمولی، بدون تنش و یا شیرینی و صمیمیت خاصی میگذرد. و عملا به عنوان بخشی از اکسسوار زندگی شوهرش ( که ظاهرا هم به او وفادار است) مطرح است.
آلیس فقط به عنوان یک حس گذرا و ابتدایی نسبت به پدر یکی از هم مدرسه ای های فرزندش ( جو مانته نا) کمی علاقمند میشود، و به خاطر احساس گناه کاتولیکی و سنتی عملا با این حس مقابله میکند. ولی وقتی جهت حل مشکل درد پشتش به یک پزشک نژاد زرد ( دکتر یانگ) مراجعه میکند، او میگوید مشکل آلیس جسمی نیست، و بیشتر جنبه ذهنی و عاطفی دارد و از نظر احساسات و عواطف دچار مشکل است. دکتر با دادن داروهای گیاهی خاص و با تاثیرات فراواقعی ( به عنوان مثال : حذف عوامل بازدارنده شخصی نظیر شرم، خجالت و یا امکان غیب شدن، امکان مکالمه با دوست پسر قدیمی و مرحوم، امکان علاقمند کردن شخص دیگری به خود و .....) دریچه جدیدی برای نگاه کردن به زندگی در اختیار آلیس میگذارد. از این نقطه، فیلم دچار چرخش میشود، و آلیس به جمعبندی جدیدی نسبت به خود، زندگی، دوستان، همسرش و زندگی مشترکشان میرسد. میفهمد که همسرش مدتها است به او خیانت میکند. و خود نیز پس از جوش خوردن رابطه اش با جو مانته نا به همسرش خیانت میکند . و میبیند که عملا پس از ازدواج، خودش را فراموش کرده است، و زندگی اجتماعی قبل از ازدواج خود را ادامه نداده است.
در پایان، بر خلاف بسیاری فیلمهای مشابه، آلیس به سازش با شرایط فعلی تن نمی دهد. علیرغم اینکه همسرش معتقد است از او هیچ کاری جز زندگی فعلی اش بر نمیاید، به کلکته میرود و به مادر ترزا کمک میکند، و بعدا به نیویورک بر میگردد و بدون همسر و با بچه ها به فعالیتهای خیریه می پردازد.
از نظر من، وودی آلن به دلیل شناخت دقیق از نیویورک و نیز شناخت خوب از روحیات و تواناییهای زنان، فیلم بسیار زیبا و ماندگاری تهیه کرده است که وقتی برای سومین بار ظرف 15 سال آن را دیدم، بیش از دفعات قبل از آن خوشم آمد. دیدن این فیلم را به همه دوستداران کارهای وودی آلن، و زنان توصیه میکنم. راستی چه میشد اگر همه ما دسترسی به یک دکتر یانگ و داروهای گیاهی او داشتیم، ولی آیا توانایی برخورد با عواقب آن را داشتیم ؟ و پس از آن چه؟ آیا سعی میکردیم سازش کنیم یا مانند آلیس به تغییر روی میاوردیم. من فکر میکنم پاسخ این سئوال را میزان علاقه به شرایط فعلی زندگی ، و شاید علاقه به هیجان و شناخت بهتر از زندگی( در مورد خودم چنین است) بدهد. این فیلم را ببینید.