رفتگان – پرویز شهریاری (1305-1391) :
سالها بود که از پرویز شهریاری خبری نشنیده بودم. ولی در یک مهمانی در چند هفته قبل، یکی از دوستان، مصاحبه ای از او خوانده بود که در مورد بچگی او که در فقر گذشته، صحبت کرده بود. دیشب که خبر مرگ او را در فیسبوک دیدم به گذشته رفتم. پرویز شهریاری را در دو مقطع متفاوت عمرم خیلی پر رنگ به خاطر می آورم. اولی در سالهای 1352 تا 1355، و دومی در سالهای 1361 تا 1365.
این نوشته به این بهانه، دورانی را ثبت میکند که خیلی با این زمانه متفاوت است. زمانی که من در دبیرستان درس میخواندم، دوره دبستان 6 سال و دبیرستان نیز 6 سال بود، که در سالهای چهارم تا ششم، در رشته انتخابی مان درس میخواندیم، و من که همیشه به ریاضیات علاقمند بودم، رشته ریاضی را انتخاب کردم. وقتی در دبیرستان البرز درس بخوانی و در کلاس 1/4 ریاضی آن که بالاترین نمره های ریاضی دبیرستان در آن هستند قبول شوی،دیگر تکلیفت با ریاضیات روشن میشود. در سال 1352 سال تحصیلی چهارم دبیرستان را آغاز کردم. مسائل کتابهای درسی و یا برخی مسائل اضافی در کتابهایی نظیر حل المسائل جبر و هندسه (صفاری، قربانی) عطش ما را رفع نمیکردند. گرچه کتاب صفاری-قربانی مسائل خوبی داشت، ولی عشق ما به ریاضیات فراتر از این حرفها بود. در اینجا کتابهایی که توسط پرویز شهریاری تهیه و یا ترجمه شده بود، به کار ما می آمد.
چند اثر شاخص او را که در آن دوران استفاده از هر کدام خاطرات خوبی را برای من رقم زد، از این قرارند: کتاب حجیمی بود به نام " مسائل کنکورهای اتحاد شوروی" پر از مسائل ریز و درشت جبر و حساب و مثلثات و هندسه. "روشهای جبر" شاهکار بود، کتابی بود با حجم حدودا 600 صفحه با چاپ نسبتا ریز و با یک جلد گالینکور نارنجی وسبز و به بهای 250 ریال، که وقتی توانستم پدرم را متقاعد کنم که پرداخت پول برای این کتاب توجیه لازم را دارد، و آن را از کتابفروشی "اوریژینال" واقع در خیابان شاهرضا نزدیک البرز خریدم از شادی در پوست نمیگنجیدم. کتاب پر بود از مباحث خاص و بسیار عمیق تر از سطح کتابهای درسی. روزی که آن را خریدم، سعی کردم بدون دوستان و تنها به خانه برگردم و در طبقه دوم اتوبوس خط 113 که معمولا حدود یک ساعت در آن بودیم، شروع به خواندن کتاب کردم، گویی رمانی خواندنی و مهیج را در دست دارم. مبحث "استقراء ریاضی" این کتاب، برایم جذابیت خاص داشت. جالب آنکه در آن زمان به حل برخی از مسائل از طریق استقراء ریاضی گرایش داشتم، و استفاده از استقراء را به استفاده از روشهای قیاسی ترجیح میدادم. جالب آنکه هم اینک در برخورد با مسائل و یا تحلیل اوضاع میبینم چنین گرایشی در من قوی است. به راستی که امثال شهریاری به ما روش تجزیه و تحلیل و تفکر را آموختند.
کتاب دیگری بود به اسم "اشتباه استدلالهای هندسی" که از روسی ترجمه کرده بود، و حجم کمی حدود 120 صفحه داشت. در این کتاب، با استدلالهایی به ظاهر قوی، احکامی عجیب اثبات میشد، نظیر اینکه تمامی مثلثها قائم الزاویه هستند یا متساوی الساقیت هستند و ....... . در حقیقت در پشت استدلال ظاهرا درست خطاهای زیادی وجود داشت، و یادم میآید که برخی زنگ تفریح ها از کلاس بیرون نمی آمدیم و راجع به یکی از مسائل کتاب باهم بحث میکردیم. "هندسه نا اقلیدسی" نیز زمینه دیگری بود که شهریاری برای اولین بار کتاب آن را ترجمه کرد. "لگاریتم" و "روشهای مثلثات" نیز از سایر کتابهای او بود که باعث تعمیق دیدگاه ما در این دو زمینه شد.
گذشته از اینها، کتابهای سرگرمیهای ریاضی ، سرگزمیهای جبر، سرگرمیهای هندسه، پر از سرگرمیهای شیرین ریاضی بودند. امثال شهریاری ذهن ما را خیلی بالاتر از سطح رایج آموزش ریاضی در مدارس پرورش دادند. مقایسه علاقمندیهای دانش آموزان آن دوره و این زمان، خیلی جالب است. این کتابها نه به درد کنکورمان میخورد، و نه به طور مستقیم از آن نمره ای حاصل میشد. ولی ما با علاقمندی آنها را تعقیب میکردیم. آن علاقمندیها امروز کجا رفته؟ اینجا است که می رسیم به تغییرات زمانه. امثال شهریاری، زاوشی، بحرانی، صفاری، قربانی و.... این علاقمندی ها را شکل دادند. آنها عمیقا به کار خود اعتقاد داشتند. انسانهایی بودند وارسته که عاشق ریاضیات و حرفه شان بودند. نه دنبال شاگرد خصوصی بودند و نه کلاس کنکور. این دید به شاگردانشان منتقل میشد، و بعضا درس از یک انجام وظیفه به یک عشق بدل میشد. خیلی خوشحالم که این دوره را طی کردم، و برای نسل بعد از خودم متاسفم که این لذتها را تجربه نکردند. این چنین است که به مرور زمان، شهریاری ها به قلم چی ها بدل شدند، و کلاسهای کنکور تضمینی جای آن کلاسهای غنی دوران دبیرستان ما را گرفت. البته باید اعتراف کنم، این شور و شوق مختص به چند دبیرستان شاخص آن دوران نظیر البرز، خوارزمی، مرجان، هدف، هشترودی در تهران، دبیرستان دانشگاه پهلوی در شیراز و حکیم سنایی در اصفهان و چند تایی دیگر بود، ولی امروز چه داریم؟
تاسیس دبیرستان های "خوارزمی" و "مرجان" از جمله دیگر اقدامات مفید شهریاری بود. بخصوص مرجان که اولین دبیرستان دخترانه معتبر از نظر آموزش ریاضیات بود.
حال به دوره دوم می رسم. در دوره اول، شناخت فردی از شهریاری نداشتم، ولی در دوره دوم فهمیدم که شهریاری زرتشتی بوده، و بر خلاف طبیعت محافظه کار اقلیتهای مذهبی، توده ای نیز بوده است. انتشارات گوتمبرگ نیز خیلی از کارهای او را منتشر میکرد، و من در این دوره نیز برخی کتابهای او نظیر "دستگاههای محدود ریاضیات" و "175 مسئله منطقی" را خواندم. مضاف اینکه ماهنامه "چیستا" در دوره کمبود مطبوعات در دهه 60 کیمیا بود.
پرویز شهریاری عمر زیادی کرد، و زندگی پرباری داشت، و توانست علیرغم تنگدستی و مرگ پدر در کودکی، تدریجا زندگی خود را بسازد، ولی سئوال من این است که شهریاری های این زمانه کجایند؟ و متاسفم که در رسانه های این کشور کمترین توجه به مرگ شهریاری شد. آیا به راستی نمیبایست اسم او روی دانشکده ای در رشته ریاضی و یا خیابانی در تهران و کرمان گذاشته شود. او شمایلی است از یک دوران سپری شده . یادش گرامی باد.