اولین درام نیویورکی وودی آلن
فیلم- فضاهای داخلی(1978)- INTERIORS – کارگردان، سناریست: وودی آلن
مدتها بود مرور آثار وودی آلن را قطع کرده بودم. زیرا نسخه DVD فیلم فضاهای داخلی، در 20 دقیقه آخر خراب بود، و نه میتوانستم فیلم را پیدا کنم، و نه امکان "دانلود" آن فراهم بود. جالب آنکه فیلمنامه آن را در اینترنت پیدا کردم، و با خواندن 20 دقیقه آخر آن، گرچه تا حدودی در مورد وقایع پایانی، آگاه شدم، ولی لذت نبردم. اتفاقا این واقعه به من اثبات کرد که بر خلاف تصور بعضی ها سینمای وودی آلن، صرفا به دیالوگ متکی نیست. تصویر و بازیگری، جایگاه ویژه ای در آن دارند. به هر صورت در استانبول توانستم فیلم را "دانلود" کنم، و این بار توانستم فیلم را به طور کامل ببینم.
"فضاهای داخلی" پس از آنی هال ساخته شد. با مروری که به ترتیب تاریخ ساخت در آثار وودی آلن داشته ام، معتقدم آنی هال پایان دوره اول فیلمسازی وودی آلن است. یعنی دوره فیلمهای کمدی او با بازیگری خودش در نقش اصلی که وقتی به آنی هال رسید، بار کمدی آن کم شده و وجه درام آن تقویت گردید. قطعا "فضاهای داخلی" اولین فیلم دوره دوم فیلمسازی او است. اولین فیلمی است که خودش در آن بازی نمیکند. اولین فیلم غیر کمدی او است که به قشر متوسط (رو به بالا) در نیو یورک میپردازد. مایه ای که بعدها به وفور در کارهای او دیده میشود. در زمان ساخت این فیلم به دلیل فرا رسیدن انقلاب سال 57، ارتباط من با اخبار سینمایی جهان قطع شد، ولی فکر میکنم، ساختن این فیلم توسط وودی آلن در آن زمان یک غافلگیری بزرگ بوده است، زیرا گرچه ته مایه ای از فیلمهای قبلی او و بخصوص آنی هال دارد، ولی تفاوتهای زیادی با کارهای قبلی او داشته است.
کلیات داستان فیلم چنین است. پدری میانسال (فکر کنم 63 ساله) که وکیل است (ای.جی. مارشال) سر میز صبحانه به همسرش ایو (جرالدین پیج) و دو تا از دخترانش رناتا و جویی (دایان کیتون و مری بت هرت) اعلام میکند، چون تعهداتش را در مقابل خانواده اش انجام داده، میخواهد مدتی به خودش برسد، و یک جدایی آزمایشی از ایو را تجربه کند. ادامه فیلم به مناسبات خانوادگی بین این 2 خواهر و همسر و یا دوست پسرشان و با مادر و پدرشان و نیز خواهر کوچکترشان که یک ستاره سریالهای سبک تلویزیونی است میپردازد. پدر نیز نهایتا علیرغم اینکه ایو در آرزوی بازگشت مجدد او به زندگی مشترک با خودش است، با زن میانسال دیگری به نام پرل ازدواج میکند و نهایتا ایو خودکشی میکند.
وودی آلن توانسته در یک فیلم 89 دقیقه ای، شخصیتهایی 3 بعدی و روابط خانوادگی کاملا واضحی ترسیم کند. و اگر فیلم، فیلم روز بود و عده زیادی آن را دیده بودند، میتوانستم مطالب زیادی در مورد ویژگیهای هر شخصیت و روابط بین شخصیتها بنویسم. ولی در این نوشته به برخی کلیات میپردازم. جویی خواهر دوم دختری است که از کودکی به دلیل استعدادهایی که نشان داده بود به خصوص مورد توجه پدر بوده است، ولی اینک در زندگی واقعی پی میبرد که او بیش از اینکه استعداد داشته باشد، احساسات دارد، و نمیتواند آنها را به خوبی بیان کند.شاید بتوان جویی را قربانی یک مادر کنترل کننده دانست. ایو مادر خانواده است. زنی مقتدر و طراح دکوراسیون داخلی که شاید نام فیلم نیز بیانگر این مسئله باشد. جالب آنکه فضاهای طراحی شده توسط او که در فیلم میبینیم، همگی بسیار سرد و انعکاسی از شخصیت خود او هستند. در آغاز فیلم، پدر خانواده در یک مونولوگ در باره او و حضور موثر و مقتدرش در خانواده چنین میگوید: "او دنیایی اطراف ما خلق کرده بود که ما در آن وجود داشتیم. جایی که هرچیز جای خود را داشت، جایی که همیشه نوعی هماهنگی بود. عظمتی فوق العاده. مثل یک قصر یخ بود." . من فکر میکنم جویی پس از مرگ مادر اعتماد به نفس بیشتری به دست بیاورد، و زندگی بهتری را تجربه کند. او نسبت به دو خواهر دیگرش ظرفیت بیشتری برای تغییر دارد. دایان کیتون استعداد زیادی دارد، و شور ناچیز و تا حدودی با توانایی ناچیز برای دوست داشتن. ولی جویی میتواند با توجه به شور زیاد و توانایی محبت، در شرایطی مناسبتر اوج بگیرد. او پتانسیل مناسبی برای تغییر دارد. رناتا خواهر او استعداد زیاد دارد و شاعر موفقی است، جویی او را الگوی خود قرار داده است و همین یکی از مشکلات جویی است. زیرا رناتا خودخواهی مادرش را بیش از بقیه خواهرها به ارث برده است. استعداد او موهبتی برای کمک به دیگران نیست. او از مشکلات ذهنی اکثر هنرمندان رنج می برد.
"فضاهای داخلی" در زمان خود تجربه جسورانه ای بوده است. تا آن زمان در فیلمها از کسانی که زندگی خانوادگی خود را و بخصوص در شرایط مشابه پدر خانواده در این فیلم ترک میکردند، چهره ای منفی ترسیم میشد. فیلمنامه وودی آلن دلایل این جدایی را به زیبایی بازگو میکند، شخصیتها 3 بعدی اند و جلاد و قربانی در فیلم وجود ندارد. نمیتوان به این سادگی پدر را محکوم کرد. او فکر میکند تا سن 63 سالگی تعهداتش را در مقابل خانواده انجام داده، و اینک میبایست به تعهداتش مقابل خود عمل کند. جالب آنکه پرل که به عنوان همسر جدید او وارد داستان میشود، شخصیتی است کاملا متفاوت با ایو و خانواده او. زنی با سن نزدیک 60 سال، خونگرم، اهل رقص و خوشگذرانی، با محبت، سرشار از انرژی، بدون دغدغه های روشنفکری و بدون تظاهر. حضور او تدریجا خون جدیدی به خانواده تزریق میکند. جالب آنکه در پایان فیلم، جویی ناخود آگاه به او مادر میگوید. وودی آلن به خوبی توانسته تابوی سینمای آمریکا در این مورد را بشکند. جالب آنکه همین پرل است که جویی را که برای نجات مادر از خودکشی به اقیانوس میزند و موفق نمیشود و خود در معرض غرق شدن است، نجات میدهد و با تنفس مصنوعی او را به زندگی برمیگرداند. این صحنه کاملا سمبلیک و نشانگر دیدگاه وودی آلن در این مورد است.
بازیهای فیلم مانند اکثر کارهای وودی آلن خوبند. جرالدین پیج در نقش ایو کاندید دریافت اسکار بهترین بازیگر زن نقش اصلی و مورین استاپلتون در نقش پرل، کاندید دریافت بازیگر زن نقش دوم شدند. ( اگر فیلم را دیدید، به شباهت ظاهری استاپلتون و داستین هافمن توجه کنید). دایان کیتون برای چهارمین بار پیاپی در فیلمی از وودی آلن بازی میکند. گرچه این بار نقش محوری ندارد. وودی آلن کاندید اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد. فیلم موسیقی متن ندارد، و جای خالی آن در صحنه ها حس نمیشود. دیدن این فیلم را که هیچ نشانی از کهنگی ندارد، به دوستان توصیه میکنم.