ابراهیم یونسی را اولین بار با خواندن ترجمه کتاب "داستان دو شهر" اثر چارلز دیکنز در تابستان 1354 شناختم. در آن زمان، چند مترجم برجسته در زمینه رمان وجود داشت که میتوانم از محمد قاضی، محمود اعتماد زاده (به آذین)، نجف دریابندری نام ببرم که متاسفانه به جز دریابندری، بقیه درگذشته اند.

    پس از انقلاب، آثار برجسته ای با ترجمه یونسی  تجدید چاپ و یا منتشر شد، و خود وی نیز اولین استاندار کردستان پس از انقلاب شد که متاسفانه اطلاع ویژه ای از مواضع او در آن سمت ندارم.

    آثار چاپ شده او را به 4 دسته تقسیم میکنم. دسته اول، ترجمه رمانها یا نمایشنامه های برجسته کلاسیک. دسته دوم  ترجمه کتابهایی در مورد هنر و ادبیات، دسته سوم در مورد مسائل مرتبط با کردها و کردستان، و دسته چهارم رمانهای نوشته شده توسط خود او.

    از دسته اول میتوانم کتابهایی نظیر اسپارتاکوس (هوارد فاست- که آن را به عنوان یکی از بهترین آثار منتشر شده در مورد برده داری میشناسم)، آرزوهای بزرگ، جود گمنام، دور از مردم شوریده، تریسترام شندی نام ببرم.

      از دسته دوم میتوان به تاریخ ادبیات یونان، جنبه های رمان اثر فورستر، تاریخ ادبیات آفریقا، هنر نمایشنامه نویسی، تاریخ اجتماعی هنر ( این کتاب جالب، قبلا توسط امین موید ترجمه شده بود و من در وسط جلد اول آن را به دلیل مشکل ترجمه کنار گذاشتم)، سیری در ادبیات غرب ( در اوایل دهه 60 یکی از بهترین کتابها در این زمینه بود و از آن بسیار آموختم)، تاریخ ادبیات روسیه اثر میرسکی (ارجاعات زیادی به آن داشتم) ااشاره نمود.

     از دسته سوم میتوان به تاریخ معاصر کرد ( که قبلا در وبلاگم راجع به آن نوشته ام)، جنبش ملی کرد، کردها و کردستان، با این رسوایی چه بخشایشی، کردها ترکها عربها اشاره کرد.

    جالب آنکه کتابهای ترجمه شده توسط یونسی، هیچ یک کتابهایی نبوده اند که صرفا برای پاسخگویی به یک نیاز موقت یا مثلا در هماهنگی با شرایط سالهای اول انقلاب ترجمه شده باشند. همگی کتابهایی هستند برازنده یک کتابخانه ماندگار.

    یادم است که سال 89 در سفری که به مریوان داشتیم، به کتابخانه ای رفتیم که شاید یدو طبقه آن آثار یونسی در مورد کردستان بود. ما ایرانی ها باید خیلی قدردان کردها باشیم که دو تن از بهترین مترجمانمان کرد هستند، که فارسی زبان مادری شان نیست (قاضی و یونسی).

    یونسی چند رمان نوشت که نامهای گورستان غریبان و مادرم دو بار گریست را به خاطر دارم. ولی متاسفانه هیچ یک از رمانهایش را نخوانده ام.

   یاد او همیشه نزد من و کتاب دوستان ایرانی گرامی است، و نمیدانم چنین نخبگان وارسته ای در آینده در میان ما خواهند بود یا خیر.