مروری کلی بر تیمها در پایان نیم فصل لیگ برتر
نیم فصل یکی از ضعیفترین و کم تماشاچی ترین دوره های لیگ برتر فوتبال ایران پایان پذیرفت. برخی ویژگیهای اساسی این نیم فصل که به این امر انجامیده، عبارت بودند از:
- ضعف یارگیری تیمهایی که به علت رعایت نسبی طرح 350 میلیون تومان، یاران خوبی جذب نکردند و یا مانند باشگاههای اصفهانی ستاره های خود را از دست دادند.
- مشکلات مالی اکثر تیمها و عقب افتادن حقوق بازیکنان و مربیان.
- تفاوت سطح نه چندان جدی تیمها و اختلاف ناچیز امتیازات در رده های مختلف (به جز تیم اول). دلیل این امر افزایش قدرت تیمهای رده پایین نیست، بلکه ضعف تیمهای مقتدرتر است.
- درصد بالای نتایج مساوی و محافظه کاری تیمها که به این امر می انجامد. بیش از یک سوم بازیها به نتیجه مساوی رسیده است، در حالیکه در انگلستان فقط 21 درصد نتایج، مساوی است.
- ضعف اکثر مربیان و مدیران باشگاهها و کادر سرپرستی تیمها.
- مشکلات ورزشگاهها.
- مشکلات داوری.
- عدم تعصب بازیکنان نسبت به باشگا هها.
- قدرت گرفتن انگل هایی به اسم لیدر دور و بر باشگاهها و در ورزشگاهها.
- حاشیه های فراوان تیمها که عمدتا ناشی از مسائل فوق میباشند.
هدف این مقاله تحلیل این امر نیست، بلکه مروری است گذرا بر شرایط تیمهای مختلف با نگاه به جدول رده بندی نیم فصل، با استفاده از جدول رده بندی نیم فصل امسال و پایان فصل گذشته به نقل از سایت "ورزش3". سایر موارد از انچه در ذهن دارم نقل میگردد.
1- استقلال (36 امتیاز) – قبل از آغاز فصل با یارگیری خوب استقلال، صدر نشینی و حتی قهرمانی این تیم قابل پیش بینی بود. عدم ترس استقلال از قانون سقف قراردادها و حتی پشتگرمی استقلال به این قانون، به دلیل حضور فتح اله زاده در راس فدراسیون و رابطه خوب او با عزیز محمدی و چیره دستی فتح اله زاده در ترکاندن بمبهای واقعی و بعضا ترقه، این امکان را برای استقلال فراهم کرد و در اکثر دوره نقل و انتقالات استقلال در این زمینه بدون نگرانی و با دست باز عمل کرد. و ضمنا از ابتدای فصل قابل پیش بینی بود که اگر استقلال در این فصل، ضربه ای بخورد از داخل باشگاه است. پاشنه های آشیل استقلال میتوانست حاشیه سازیهای فتح اله زاده، تضاد بین او و مظلومی، تضاد بین ستارگان تیم بخصوص با توجه به حضور کرار و ولید علی، آسیب دیدگی احتمالی جباری، آسیب دیدگی احتمالی رحمتی، عدم صید مدافع خوب و خروج برخی مدافعان قدیمی استقلال نظیر صادقی، کوشکی و شکوری باشد. گرچه برخی از این عوامل استقلال را در مقاطعی آزار داد، ولی از یک طرف دامنه بحرانها محدود بود، و از طرف دیگر رقبا کم توان بودند. به اعتقاد من بزرگترین برگ برنده استقلال در این فصل پس از تشکیل یک تیم کهکشانی، حضور موفق و آرام کننده منصور پور حیدری است. او بزرگترین نعمت برای استقلال است، و من بسیاری از موفقیتهای استقلال در این فصل را به حساب او و در بین بازیکنان به حساب جباری، رحمتی و مجیدی میگذارم. به نظر من استقلال در نیم فصل دوم نیز با توجه به حاشیه امنیت 6 امتیازی، دلیلی برای قهرمان نشدن ندارد، و در صورت بروز مسائل فوق و به مشکل خوردن استقلال، از بین رقبا تنها به سپاهان شانس حضور در کورس قهرمانی را میدهم.
2- سپاهان (30 امتیاز) – کاهش چشمگیر بودجه این تیم و تاثیرات روانی قانون 350 میلیون تومان در آغاز فصل باعث از دست دادن قلعه نویی و چند نفر از ستاره های آن شد. سپاهان با زرنگی خاص اصفهانی ها در یک چهارم آخر دوره نقل و انتقالات به پوشالی بودن قانون پی برد، در اینجا بود که کمی بازار را به دست گرفت، و توانست حسینی مدافع فصل قبل خود را از چنگ فتح اله زاده در آورد، و در این راه حضور تاج در فدراسیون فوتبال، کمک بزرگی بود. تغییر مدیریت قوی و چند ساله این تیم (استعفای ساکت) نیز ضربه بزرگی بود. حاشیه های ناشی از حضور بوناچیچ هم مشکل زا بود. حذف پر حاشیه این تیم از جام باشگاههای آسیا علیرغم پیروزی در دیدار رفت و برگشت مقابل السد گرفتاری بعدی بود. ولی به نظر میرسد با حضور کرانچار و ایجاد ثبات نسبی در مدیریت تیم، برخی مشکلات حل شده اند و نتایج خوب سپاهان در دیدارهای آخر این تیم را تدریجا به رده دوم رساند. سپاهان اگر گرفتار مشکل مدیریتی و یا مشکلات مالی نشود، حداقل میتواند مقام دوم خود را حفظ کند، و در صورت لغزش استقلال نیم نگاهی به قهرمانی داشته باشد. جالب آنکه این تیم تاکنون بهترین خط دفاعی را داشته است.
3- نفت تهران (30 امتیاز) – تیمی است که نسبت به بضاعت خود بهترین نتیجه را گرفته است. احتمالا طرح 350 میلیون را رعایت کرده است. این تیم تا آخرین روزهای نقل و انتقالات ممکن بود از اراک سر در آورد. یکی از بزرگترین نقاط قوت تیم، هماهنگی بازیکنان پس از 3 سال بازی در کنار هم و کنترل خوب فرکی بر این تیم است. من قبلا فرکی را مربی قابلی نمیدانستم، ولی حضور چند سال اخیر او در نفت موفقیت آمیز بوده است. امروز میگویم فرکی نشان داد با استفاده از نظم و ترتیبی که در مکتب پاس تهران آموخته میتواند در بسیاری از باشگاهها مربی موفقی باشد، ولی شاید انتخاب او به عنوان نفر دوم کادر تیم ملی در سالیان متمادی چندان درست نیست. کما اینکه به نظر نمیرسد او بتواند در تیمهای پر ستاره و پر حاشیه استقلال و پرسپولیس و حتی سپاهان به اندازه نفت، موفق باشد. به هر حال فکر میکنم فرکی و نفت هر دو به هم مدیونند، زیرا هیچ یک بدون دیگری در حال حاضر چنین جایگاهی نداشت. من پیش بینی میکنم که نفت با حفظ جایگاه فعلی در پایان فصل کار بزرگی انجام خواهد داد، و چندان امیدی به رسیدن این تیم به رده اول یا دوم را ندارم. مگر حاشیه ها و یا بی پولی برای استقلال و سپاهان مشکل جدی ایجاد کنند، مشکلی که تیم ارزان نفت با بازیکنان بی ادعایش کمتر با آن مواجه خواهد بود. نفت در فصل گذشته رده سیزدهم بود.
4- تراکتور سازی (29 امتیاز) – از تراکتور سازی با قلعه نویی و این بازیکنان، انتظار بیشتری میرفت. به نظر میرسد قلعه نویی داخل باشگاه و با هواداران تبریزی با مشکلاتی روبرو است. با تسلطی که تا به حال قلعه نویی در لیگ برتر نشان داده ، فکر کنم راههای موفقیت در این لیگ و مقابله با بازیکن سالاری را بلد است. تیمهای او ممکن است در بازیهای بین المللی نتایج خوبی نگیرند، ولی قلعه نویی در بازیهای داخلی و شناسایی کلیه مسیرهای موفقیت در آن متخصص است. احتی توانایی دارد با اعتراضاتش، شرایط داوری را در وسط یک مسابقه به نفع تیمش در آورد. به اعتقاد من، اعتماد مدیران تراکتور سازی به قلعه نویی میتواند این تیم را در این فصل به رده های بالاتر و حتی قهرمانی برساند. آنها نباید نگران باشند که قلعه نویی بازیکنانی نظیر کیانی را از تیم کنار بگذارد. قلعه نویی در استقلال و بعد در سپاهان، بازیکنان بزرگتری را گوشمالی داد. این جزئی از روش مربیگری او است، و باشگاهی که او را استخدام میکند باید به این نکته توجه داشته باشد. تراکتور سازی فصل گذشته در رده پنجم قرار گرفت.
5- صبای قم (29 امتیاز) – مانند نفت، این تیم نیز بهترین نتیجه را با توجه به بضاعت خود گرفت. من قبلا ویسی را زیاد جدی نمیگرفتم، ولی به نظر میرسد او نیز علیرغم برخی صحبتهای حاشیه ای، مربی خوبی است و توانسته با استفاده از جمعی بازیکن جوان و با انگیزه در کنار رضا عنایتی، تیم موفقی بسازد. و در این فصل با توجه به مشکل مالی اکثر تیمها، تیم کم حاشیه او که به پول زیادی هم نیاز ندارد، تا به حال خوب درخشیده است. نمیدانم رفتن بازیکن با تجربه ای از صبا به استقلال، آیا میتواند در حرکت این تیم در نیم فصل دوم خللی ایجاد کند یا نه، ولی حد اقل میتوانم بگویم نفت و صبا توانستند یک رویکرد را برای تیمهای کم بودجه نشان دادند، و همین میتواند مهمترین خاصیت این دو مربی و این دو تیم باشد. این تیم در پایان فصل گذشته در رده دهم قرار گرفت.
6- ذوب آهن (24 امتیاز) – با فاصله امتیازی نسبتا زیاد از صبای قم، ذوب آهن قراردارد. تیم سوم سال گذشته و تیم رده بالایی سالهای اخیر، پس از تغییر مدیریت و حتی بازداشت مدیر قبلی به اتهامات مالی و مشکلات جدی مالی این فصل و از دست دادن خلعتبری، در این فصل شرایط دشواری را میگذراند. ابراهیم زاده حریف این مشکلات نیست، و وقتی حداقل آرامش در تیم حاکم نباشد، دیگر از مسائل فنی نمیتوان صحبت کرد. با توجه به سیاستهای دولت، دورنمای روشنی برای ذوب آهن وجود ندارد. مشکلات مالی حتی به آنجا رسیده بود که ذوب آهن میخواست در برخی از رشته های ورزشی، تیمهایش را منحل کند. اینها همه مشکلات باشگاهداری دولتی است که میتواند حتی یکی از تیمهای نسبتا با ریشه را فلج کند. من در نیم فصل دوم به تحول این ذوب آهن با این شرایط روحی امیدی ندارم. گرچه افول یکی از قطبهای لیگ در چند سال اخیر ناراحت کننده است.
7- داماش گیلان (23 امتیاز) – داماش در این فصل به لیگ برتر آمد. عابدینی خریدهای خوبی کرده بود. داماش در 5-6 بازی اول با دینورزاده که تجربه لیگ برتر را نداشت، خوب نتیجه نگرفت، و این امر موجب روی کار آمدن ابراهیم قاسم پور شد. قاسم پور بهتر کار کرد، و تیم را بالا کشید و فاصله آن را تا صدر جدول کم کرد، ولی پس از مسائل مرتبط با اختلاس سه هزار میلیاردی مشخص شد سرمایه باشگاه از طریق اختلاس و کانالهای مرتبط با بانک آریا تامین شده و حسابهای داماش مسدود شد. پس از این مشکلات مالی، داماش در هفته های اخیر نتایج بدتری گرفت. ولی به هر صورت رده هفتم برای این تیم، خوب است و به احتمال زیاد با در نظر گرفتن مسائل مالی و حاشیه هایی که در تیم و در ارتباط آن با تماشاگرانش دیده میشود، آرزوی داماش میبایست ماندن در این رده میباشد، و گرنه رده داماش احتمالا دو رقمی خواهد بود و خطر سقوط نیز برای این تیم متصور است. بخصوص رفتن مهدوی کیا و محمدی به این تیم لطمه زیاد خواهد زد.
8- صنعت نفت آبادان (23 امتیاز) – این تیم در سال گذشته در رده نهم ایستاده بود، و تیم فصل گذشته آن با این فصل، یک فرق بزرگ داشت. تیم فصل قبل با مربی پرتغالی خود که به نظرم اسمش کاسیمیرو بود، در بازیهای خانگی خوب امتیاز میگرفت و در خارج از خانه ناموفق بود و بعضا باختهای سنگینی در خارج از خانه داشت. کما اینکه تفاضل گل(18-) این تیم در فصل گذشته تا تیم 16 جدول دیده نمیشد. حواشی فصل گذشته موجب برکناری مربی پرتغالی و استخدام غلام پیروانی شد. ولی در زمان پیروانی که همان چند بازی آخر فصل بود، شاهد تفاوت چشمگیری نبودیم. در این فصل روند تیم کاملا بر عکس بود. اکثر امتیازات این تیم، خارج از خانه به دست آمد. مثلا تیمی که در هفته شانزدهم استقلال را در آزادی شکست داد. در هفته هفدهم در آبادان مقابل سایپا، چهار بر صفر شکست خورد. این نشان دهنده روند ناسالم ارتباط تیم با تماشاچیان است. در حالی که آبادان همیشه جهنمی برای تیمهای مقابل بوده است. البته قرار گیری در این نقطه از جدول با بضاعت صنعت نفت چندان جای انتقاد ندارد، ولی این تیم اگر درست مدیریت میشد میبایست از نفت تهران خیلی بهتر کار کند. تعداد زیاد طرفداران و جهنمی که میتوانند برای تیمهای مقابل درست کنند، بزرگترین نقطه قوت تیم میبایست باشد که امسال نیست. گلزن برجسته ای به اسم فونیکه سی بزرگترین نقطه قوت این تیم در نیم فصل بوده است.
9- پرسپولیس (22 امتیاز) – حضور پرسپولیس در این رده محصول مشترک کاشانی، کمیته فنی خلق الساعه، استیلی، سوء مدیریت سازمان ورزش و سعی آن بر از بین بردن هویت پرسپولیس است. شاید رویانیان در این بین تقصیر زیادی نداشته باشد، ولی او توانایی و تجربه حل این مشکلات را ندارد، و اگر هم با احتمال بسیار کم بتواند مشکلات این تیم را حل کند، قاعدتا از اهرمهایی استفاده کرده که استفاده از آن مایه مباهات پرسپولیسی ها نبوده و در شان نام پرسپولیس نخواهد بود. من مشکل اصلی پرسپولیس در این فصل را ضعف یارگیری و کمبود بازیکن نمیدانم. مگر آنهایی که آمدند چه کردند؟ پرسپولیس با این بضاعت و با این تماشاچیان و با همین بازیکنان میتوانست حد اقل تا رده دوم بالا بیاید. این تیم هیچ برنامه تاکتیکی ندارد. در بسیاری از بازیها شاهدیم توپ به خوبی تا کنار محوطه جریمه تیم حریف به حرکت در می آید، ولی ناگهان با یک پاس بی هدف به داخل محوطه از دست میرود. ضربات کرنر و ضربات آزاد همگی بدون برنامه و باری به هر جهت است. گل ها اکثرا تصادفی و یا با اشتباه تیم حریف به دست می آیند. دفاع و دروازه بان تیم نیز مکمل خوبی برای هم هستند و به کمک هم باعث به گل رسیدن تیم متقابل میشوند. مشکل روحی و روانی نیز محور مشکلات تیم است. در مورد این تیم میتوان ساعتها صحبت کرد که جای آن اینجا نیست. ولی به نظر من ورود دنیزلی میتواند یک شوک جدی به تیم بدهد و باعث رفع برخی مشکلات فنی و روحی گردد. پرسپولیس با توجه به مشکلات سایر تیمها که در بالا عنوان شد، ممکن است بتواند به رده سوم یا دوم هم برسد، ولی این مسئله چیزی از انتقادات من از شرایط تیم را کم نمیکند. زیرا در آن صورت حداکثر میتوان گفت در شهر کورها، یک چشم پادشاه است.
10- سایپا (21 امتیاز) – سایپا در فصل گذشته یازدهم شد و در این فصل با مجید صالح دهم شد. با توجه به بضاعت سایپا در فصل گذشته و این فصل، انتظار بیشتری از این تیم میرفت. گرچه این رده نیز بهترین رده سایپا در بخش عمده نیم فصل بود، و نزدیک بودن تیمها در این قسمت جدول و پیروزی درخشان این تیم بر صنعت نفت آبادان موجب قرار گیری سایپا در این رده شد. و گرنه حتی با مساوی با صنعت نفت در رده 13 قرار میگرفت. در مورد رده نهایی سایپا در پایان فصل نمیتوان چیزی گفت و با قرار گرفتن این تیم در رده پنجم و یا پانزدهم، من تعجب نمیکنم، زیرا سایپا هنوز علیرغم بضاعت قابل قبول خود، شخصیت تیمی مناسبی پیدا نکرده است.
11- فولاد اهواز (21 امتیاز) – تیم ششم جدول سال گذشته در این فصل شرایط خوبی را تجربه نکرده است. فصل گذشته فولاد یک تیم خوب با دو مهاجم برجسته به نام رضا نوروزی و آرش افشین بود، و ورزشگاه اهواز نیز برای مهمانان خطرناک بود. جلالی تیم خوبی بسته بود و به نظر میرسید فولاد در این فصل با توجه به حفظ بازیکنان اصلی خود، از مدعیان باشد، ولی هرگز چنین نشد. حاشیه های فولاد را نمیشناسم، ولی مشکل فولاد را تنها گل نشدن پنالتی های متعدد این تیم نمیدانم. مشکل چیز دیگری است که اگر حل شود، دیدن فولاد در 5 رده اول عجیب نخواهد بود.
12- شاهین بوشهر (20 امتیاز) – تیم چهاردهم فصل گذشته در این فصل کماکان همان خط قبلی را طی میکند. مشکل مالی طاقت فرسا، تماشاچیان پرشور، مربیان متعدد، مدیرعاملهای گوناگون، نتیجه گیری ضعیفتر در بازیهایی که چربش با شاهین است و... . به نظر میرسد مشکل مالی خیلی حاد شده و چند بازیکن ممکن است در نیم فصل از این تیم جدا شوند. شاهین اگر مشکل مالی نداشت، به راحتی میتوانست رتبه یک رقمی داشته باشد.
13- شهرداری تبریز (20 امتیاز) – این تیم که در فصل گذشته دوازدهم شده بود، نیز روند مشابه سال قبل را طی میکند. با این بضاعت و کم تماشاگر بودن این تیم، بقا در لیگ برتر نیز غنیمت است، چه رسد کسب رتبه های بالاتر.
14- راه آهن (16 امتیاز) – راه آهن با این بازیکنان لیاقت رده بالاتر را دارد. رکورد 13 مساوی این تیم استثنایی است. فکر میکنم در صورت تمرکز دایی بر امور این تیم و خارج شدن ذهن او از پرسپولیس، راه آهن در نیم فصل دوم رده بالاتری را به دست آورد، بخصوص اینکه مدیرانی که این باشگاه را خیداری کرده اند، اصلا دنبال حاشیه سازی و مطرح کردن خود نیستند. این تیم در فصل گذشته پانزدهم شده بود.
15- فجر سپاسی (16 امتیاز) – با آمدن یاوری شانس این تیم برای بقا در لیگ بیشتر شد، ولی نمیتوان کتمان کرد که فجر سپاسی و مس رفسنجان، کم بضاعت ترین تیمهای لیگ بوده اند و اگر سقوط نکنند، جای تقدیر دارد.
16- مس کرمان (16 امتیاز) – قرار گرفتن تیم هفتم سال گذشته در این رده و با این بازیکنان و این مربی جای تعجب دارد. مرفاوی با توجه به نتایج ضعیف آغاز فصل از این تیم اخراج شد و بلاژوویچ جانشین او شد. او در آغاز نتایج خوبی گرفت و مس شروع به دور شدن از منطقه خطر کرد، ولی با نتایج ضعیف هفته های اخیر این تیم در رده های پایینتر قرار گرفت. با توجه به اسامی بازیکنانی که احتمال دارد در نیم فصل از مس بروند، به نظر میرسد مس با حاشیه های زیاد و مشکلات مالی مواجه است، و سرنوشت این تیم در پایان فصل منوط به روشن شدن این مسائل است.
17- ملوان (15 امتیاز) – قرار گرفتن تیم هشتم سال گذشته در این رده تعجب آور است. بخصوص آنکه ترکیب تیم نسبت به سال گذشته، تغییرات کمی داشته است. مشکل اصلی ملوان، مشکل مالی است و به نظر میرسد غلامی دیگر توانی برای ادامه کار خود ندارد. جای تاسف دارد که این مجموعه با توانایی مناسب فنی در این رده بایستد. امیدوارم کمی از مشکلات ملولن حل شود، و این تیم ریشه دار سقوط نکند.
18- مس سرچشمه (12 امتیاز) - هر چه در مورد فجر سپسای گفتم در مورد این تیم نیز صادق است، و باید به این نکته اعتراف کرد که حضور شرفی در این تیم، شوک مناسبی ایجاد کرد. ولی در صورت عدم تقویت تیم در نقل و انتقالات نیم فصل، این تیم کمترین شانس را برای باقی ماندن در لیگ برتر خواهد داشت.