سعادت آباد پنجمین فیلم مازیار میری (متولد 1350) است. فیلمهای قبلی او عبارتند از: قطعه ناتمام (1379)، به آهستگی (1384)، پاداش سکوت (1385)، کتاب قانون (1387). یک سریال تلویزیونی به نام "گاوصندوق" هم ساخته است. من همه کارهای سینمایی او را دیده ام، ولی در مورد سریالش هیچ اطلاعی ندارم.

    به نظر می رسد میری هنوز راه خود را پیدا نکرده، و هنوز خط سیر مشخصی در سینمای او دیده نمیشود. "قطعه ناتمام" فیلمی با داستانی نه چندان پر رنگ، در مورد ترانه های محلی روستایی است که با رویکرد سینمایی دوره خاتمی هماهنگی دارد، و فیلمنامه آن را کامبوزیا پرتوی نوشته است. "به آهستگی" با فیلمنامه ای از پرویز شهبازی (که به دلیل کارگردانی "نفس عمیق" در آن زمان چهره ای مطرح بود)، فیلمی بود در مورد بدگمانی نادرست یک کارگر جوشکار ( با بازی خوب محمدرضا فروتن) به همسرش، فیلم در مجموع یک فیلم ساده، و فقط با یک شخصیت محوری است. "پاداش سکوت" با بازی خوب پرستویی و فیلمنامه فرهاد توحیدی، فیلمی است در مورد رزمندگان در دوران کنونی و خاطرات آنها از جنگ، با دید انتقادی نسبت به شرایط کنونی، در عین تقدس زدایی از دوران جنگ و خاطرات جبهه. "کتاب قانون" با فیلمنامه ای از محمد رحمانیان و بازیگری پرویز پرستویی در مورد عشق و ازدواج پرستویی با یک دختر مسیحی لبنانی و با مایه انتقادی جدی نسبت به خشکه مقدس مآبی که مدتها در انتظار اجازه نمایش بود و با برخی حذفها امکان نمایش پیدا کرد، گرچه در مجموع فیلمی سطحی بود. با نگاهی به فیلمهای مزبور میبینیم که به جز "کتاب قانون"، میری آثار فیلمنامه نویسهای شاخص سینمای ایران را کارگردانی کرده است. دیگر آنکه به جز فیلم اولش، در سایرفیلمها از یک هنرپیشه درجه یک برای نقش محوری فیلمش استفاده کرده است، و همه این فیلمها یک چهره محوری مرد و چندین نقش غیر محوری ( گرچه مهم) داشته اند. اینها نشان از زیرکی او دارد، ونشانگر سعی او بر ساخت فیلم بر بنیان یک شالوده محکم است. ولی در عین حال میبینیم او هنوز به یک تم محوری در آثارش نرسیده است. البته من این را فی نفسه یک نقطه ضعف نمیبینم، و خیلی از کارگردانان سینما تا پایان چنین وضعی دارند. در همین جا تفاوتهای زیاد "سعادت آباد" با فیلمهای قبلی او دیده میشود. فیلمی با چند نفر نقش اصلی، با بازیگران مشهور، و حضور هم سنگ هنرپیشه های زن و مرد، لوکیشن محدود، موضوعی گسترده تر و .... همگی تفاوتهای این فیلم با کارهای قبلی او هستند.

    از آنجا که سعادت آباد فیلمی است با چند شخصیت اصلی، برای امکان بهتر ادامه مطلب و ارجاعات بعدی، هنرپیشه ها و اسامی آنها در این فیلم را میبایست مشخص کرد. سه زوج در فیلم دیده میشوند. زوج اول یاسی (لیلا حاتمی) و محسن (حامد بهداد)، زوج دوم لاله (مهناز افشار) و علی (امیر آقایی)، زوج سوم تهمینه (هنگامه قاضیانی) و بهرام (حسین یاری)، پرستار دختر یاسی و محسن به اسم فرضا مینا (مینا ساداتی). حال به ترتیب در مورد هر زوج بر اساس آنچه در فیلم دیدیم توضیح میدهم.

    یاسی، میزبان مهمانی است که به خاطر تولد محسن و بدون اطلاع او گرفته است. از نشانه های فیلم بر می آید که چند روز قبل دعوای مفصلی با محسن داشته اند و محسن گوشی موبایلش را به طرف آینه اتاق خوابشان پرت کرده و آینه شکسته و  گوشی نیز خراب شده است، و کادوی یاسی برای محسن نیز یک گوشی موبایل است. یاسی در مجموع تفکر سنتی دارد، گرچه در مواقعی این تفکر را زیر پا میگذارد، مانند پول قرض دادن به لاله برای سقط جنین و یا نگهداری لاله در خانه شان پس از سقط جنین بدون اطلاع علی، و یا اطلاع از علاقه بهرام به خودش، و راحت بودن و احتمالا رضایت باطنی در قبال این مسئله. او خانه دار است، ولی قبلا شاغل بوده است. با روش کار محسن و ریسکهای او و قرض گرفتنش موافق نیست. اقتدار چندانی در مقابل اطرافش ندارد. جرات ریسک برای تغییر شرایطش را هم ندارد. برخلاف همسرش دوست دارد خط کشی شده حرکت کند، از دروغ خوشش نمی آید ( گرچه به خاطر لاله این کار را میکند). در انتهای فیلم و پس از اینکه میفهمد محسن چگونه از اعتماد بهرام سوء استفاده کرده و از او 200 میلیون تومان قرض گرفته و به دروغ اعلام کرده کالای او در آب غرق شده، از دست او دلگیر میشود و خبر حاملگی خود را به او نمیدهد، ولی پس از رفتن بهرام بر تردید خود در مورد سقط بچه فائق میآید، و خالی کردن آبی که میخواست با آن قرصی را بخورد که ممکن بود برای بچه اش مشکل ایجاد کند نشانه تصمیم او برای نگهداری بچه است، و آخرین تصویر فیلم خاک گلدانی را که یاسی در آن آب ریخته نشان میدهد، ولی از نظر من تماشاگر، که از ارتباط مخفی محسن و مینا خبردار دارم، و قطعا میدانم در محسن خبری از وفاداری و دوستی نیست، نهالی از این آب نمی روید. و این خودفریبی و خوش باوری یاسی است. کمااینکه آینه ای که در اتاق خواب، خود را در آن میبیند، آینه ای است شکسته، و او از قسمت شکسته آن تصویر نادرستی از خود  را میبیند (هنگام تیتراژ فیلم). لیلا حاتمی این نقش را خوب در آورده است، در عین اینکه معتقدم به دلیل تعدد نقش های مشابه، بازی لیلا حاتمی تا حدودی کلیشه ای شده است.

    همسر یاسی، محسن است، بر خلاف یاسی که محجوب و موقر و مبادی آداب است، او بذله گو و شلوغ و حراف و مجلس گرم کن است، با کسی رودربایستی ندارد، تیکه هایش را در شوخی به آدمها میاندازد. تازه به دوران رسیده است، و از تیپ دلالهایی است که برای موفقیت حاضرند مادرشان را هم بفروشند. در لحظه زندگی میکند. سعی میکند از همه استفاده کند. آدمها در راه اهداف او ابزار هستند. به هیچ کس علاقه عمیق ندارد. حتی برایش مهم نیست که به این موضوع تظاهر کند. نحوه برخورد او با یاسی و با معشوقه اش مینا نشانگر این مسئله است ( نحوه برخورد او با کادوی تولدی که مینا به او داده است.). در مجموع، او ویاسی زوج ناجوری هستند، گرچه زندگی با چنین آدمی برای زوجش این نقطه مثبت را دارد که میتواند کار خود را بکند، ولی یاسی چنین خصوصیتی ندارد. حامد بهداد نیز به خوبی این نقش را بازی میکند، ضمن اینکه خصوصیات محسن با جنس بازی حامد بهداد کاملا جور است. بهداد معمولا نقش آدمهای برونگرا و شلوغ و عصبی را با حرکات اغراق آمیز بدنش، خوب در میآورد.

    زوج دوم را با لاله شروع میکنم. لاله در شرکت بهرام که متعلق به تهمینه است کار میکند. در ظاهر به خاطر سفر 3 ماهه اش به آلمان، بچه اش را سقط کرده، و شاید هم هنوز به اینکه بخواهد از علی بچه دار شود شک دارد. اجتماعی، برونگرا، بطور بنیادی سرزنده است. علی همسر لاله، مردی است کاملا سنتی و مذهبی، استاد دانشگاه است، پرنسیپهای خاص اخلاقی خود را دارد. اگر از تردیدی که کارگردان در نحوه واکنش او مقابل اس.ام .اس. که در اوایل فیلم میگیرد، و حواسش را پرت میکند، در ذهن ما القا میکند بگذریم، او را صادق ترین عنصر این جمع میبینیم. او همانی است که مینماید، نه دنبال ثروت زیاد است، و نه دنبال ریسک. او ازدواج نامناسبی کرده، و با این مسئله کنار نیامده است. انتظار دارد لاله کاملا مطیع او باشد. کار نکند و خلاصه او به یک زن کاملا سنتی نیاز داشته است. به نظر نمیرسد این ازدواج در نهایت راه به جایی ببرد. علی به رفتار آزاد لاله مفابل محسن حساس است، و غیرتی میشود. نظراتی که لاله به راحتی و بدون سانسور اعلام میکند، (نظیر تعریف از آباژور خانه یاسی) از نظر او با ملاحظات اجتماعی جور نمی آید. با کار کردن لاله مخالف است. برخورد او با لاله دست کمی از برخورد استاد با دانشجویانش ندارد. مرتب میخواهد مچ گیری کند. یکی از بهترین صحنه های فیلم، صحنه دیالوگ علی و یاسی در تراس و بعد از روشن شدن همه پنهان کاریها بوده است. فیلمنامه نویس و کارگردان با این صحنه بدهی شان به این شخصیت را میپردازند، در اینجا با ذهنیت علی و دغدغه هایش بیشتر آشنا میشویم. گرچه من میگویم مجموعه رفتار علی در سالهای زندگی مشترک، باعث تمایل یاسی به دروغگویی به علی شده است. میتوان گفت اگر علی و یاسی باهم و محسن و لاله باهم زندگی میکردند، شاهد زوجهایی خوشبخت تر میبودیم.

     بازی مهناز افشار در این فیلم بر بلندای کارهای او تا این زمان قرار میگیرد، و میبایست خوشحال بود که یک بازیگر فیلمهای تجاری که به خاطر شباهت با گوگوش توانسته بود وارد سینما شود، به یک هنرپیشه توانمند تبدیل شده است. واکنش او در صحنه آواز خواندن مشترک محسن و بهرام که بین خنده و گریه در نوسان بود، یکی از زیباترین صحنه های فیلم را رقم زده است. من پس از دیدن بازی ساره بیات در "جدایی نادر از سیمین" فکر کردم جایزه  نقش دوم زن در جشنواره فجر 1389 حق او بوده است، و شاید جایزه گرفتن مهناز افشار برای محدود کردن تعداد جوایز "جدایی نادر ..." بوده است. ولی پس از دیدن سعادت آباد، ضمن اینکه کماکان بر این نظرم که بازی ساره بیات سخت تر بوده است، ولی اگر عضو هیئت داوران بودم، جایزه را به مهناز افشار میدادم. این را جایزه سینمای ایران به هنرپیشه ای میدانم که در اوج موفقیتهای تجاری، راه خود را به سمت فیلمهای بهتر تغییر داد. امیر آقایی نیز بازی خوبی کرده است و نقش خود را خیلی خوب در آورده است.

    زوج سوم ، تهمینه و بهرام هستند. بهرام علیرغم علاقه باطنی به یاسی، با پول ازدواج کرده است. او در شرایط بحران روحی ناشی از طلاق تهمینه از همسر اولش در خارج از کشور با او که دختر مالک ثروتمند شرکت است، ازدواج کرده است. مردی است در مجموع با مرام، رفیق باز، سرخورده از زندگی مشترک با تهمینه که همیشه از بالا به او نگاه میکند و وابستگی بهرام به خود را مرتبا به او یادآوری میکند، احتمالا صرفنظر از علاقه همیشگی به یاسی سر و گوشش نیز میجنبد. در عین ناراحتی از وابستگی به تهمینه، به شرایط زندگی خود به خاطر مزایای مالی آن تن داده است. کما اینکه او اصراری به جدایی موقت ندارد، و تهمینه چنین قصدی دارد. تهمینه زنی است ثروتمند که در غیاب پدر، اختیار اموال دست اوست. حالتی رییس مآب دارد، و برخوردهایش با بقیه از بالا است. روی رابطه بهرام و یاسی حساس است، و شاید فضولی زیادی که در مورد احوال یاسی بروز میدهد، ناشی از این امر باشد ( مثلا در هنگام گشتن ظرف داروهای یاسی، مرتبا سئوالات خصوصی میپرسد.). عمیقا تنها است.

    وقتی به اتکای یک فیلم 96 دقیقه ای میشود در مورد شخصیت و روحیات 6 نفر شخصیت اصلی و روابطشان چنین صحبت کرد، میتوان گفت که فیلمنامه نویس، کارگردان و هنرپیشه ها کارشان را خوب انجام داده اند. امیر عربی اولین فیلمنامه سینمایی خود را خوب از کار در آورده است. طبیعی بودن دیالوگها ، نبودن سیستم اطلاع رسانی غیر واقعی و گل درشت، نداشتن خطابه های شعاری و غرا (نظیر کارهای کیمیایی)، همگی از مزایای فیلمنامه او هستند. ورود یک فیلمنامه نویس خوب به سینمای ایران مبارک باشد.

    فیلم تقریبا یک ساختار متقارن دارد. مقدمه (قبل از مهمانی)، قسمت اصلی (مهمانی) که حدود 70% زمان فیلم را تشکیل میدهد، قسمت پایانی ( پس از مهمانی) که طول آن تقریبا به اندازه قسمت مقدمه است. صحنه اول به تنهایی با لیلا حاتمی شروع میشود، و صحنه آخر نیز به تنهایی با او پایان می یابد، و شخصیت محوری فیلم از نظر کارگردان مشخص میشود. دومین قسمت مقدمه، مربوط به گفتگوی یاسی و مینا است که قرینه آن در پایان فیلم، صحنه حضور محسن در خانه مینا پرستار بچه است. گفتگوی یاسی و مینا مربوط به رازی است که محسن نمیداند (حاملگی یاسی). و گفتگوی محسن و مینا هم در شرایطی صورت میگیرد که یاسی نباید بداند، و به همین ترتیب.... . صحنه پردازی مهمانی نیز خوب و طبیعی است.

    فیلم، به دو مقوله اشاره جدی دارد، یکی عدم شکل گیری مدرنیته موزون بر بستر جامعه سنتی و تلفیق ناموزون این دو در افراد و خانواده ها، و دیگری رشد یک قشر مرفه بی ریشه در ایران. محسن نمونه همین افراد مرفه بی ریشه است که رشد قارچ گونه ای داشته اند. و در مرتبه بعد بهرام. شاید علی در بین شخصیتهای فیلم از همه همگون تر باشد، او کاملا بر مدار سنت حرکت میکند، و موقعیت خودش را مناسب میداند، و با همرنگ معاشرین نبودنش مشکلی ندارد، گرچه در انتخاب همسر به شرایط و روحیات خودش توجهی نداشته و یا شاید فکر کرده که میتواند خود و یا لاله را تغییر دهد. در تهمینه نیز این تناقض کمتر دیده میشود. ولی در یاسی و لاله، تلفیق دو وجه سنت و مدرنیته به خوبی دیده میشود و تناقض های رفتاری و سلیقه ای و فکری این دو ناشی از این امر است.

    عنوان فیلم که توسط امیر عربی انتخاب شده، انتخاب زیرکانه ای است. نشان دادن زندگی پر تنش و پر تضاد سه زوج و گذاشتن عنوان سعادت آباد برای آن که در عین حال محل مهمانی نیز هست. ضمن اینکه سعادت آباد از محله های جدید تهران و محل سکونت طبقه متوسط مرفه است، و این محل ریشه ای در گذشته تهران ندارد، و نمیتوان کسی را پیدا کرد که 35 ساله و در عین حال متولد سعادت آباد باشد.

    یکی از نکته های جالب فیلم، استفاده گسترده از تلفن موبایل و تاثیر آن در رویدادها است. بسیاری از مشکلاتی که بین افراد در مهمانی پیش می آید، از تماسهای بین هر یک از مهمانان و محیط بیرون پیش میآید. خراب شدن گوشی موبایل لاله باعث شد نتواند جواب منشی دکتر را بدهد، و این موضوع نهایتا منجر به تماس منشی با موبایل تهمینه و افشای راز یاسی شد. علی با جستجو در موبایل تهمینه، به شماره تلفن منشی و نهایتا اسم دکتر دست یافت، و نهایتا با استفاده از موبایل، به تخصص دکتر نیز دست یافت. محسن با تلفنهای متعدد، نمایش کلاهبردارانه خود را اجرا کرد. تهمینه از همین طریق و در میان مهمانی، به برداشت 200 میلیون تومان از حساب بهرام پی برد. محسن به همین طریق با مینا ارتباط داشت. آیا در یک مهمانی در 20 سال پیش، امکان داشت چنین وقایعی در یک برهه چند ساعته پیش بیاید. حضور موبایل در زندگی روزمره خیلی جدی شده و قواعد جدیدی برای زندگی و ارتباطات انسانی به وجود آمده است که خود جای بررسی ویژه دارد.

    تدوین فیلم نیز خوب است و نقش مهمی در فضاسازی داشته است. فیلم به دلیل فضای پر دیالوگ آن، موسیقی متن ندارد، و صدای موسیقی از دستگاههای پخش صوت میآید، و فقط در تیتراژ پایان فیلم شاهد موسیقی هستیم.

    سعادت آباد در مجموع بهترین فیلم مازیار میری و یک گام بزرگ برای او است. خوشحالم که 4 فیلم خوب ایرانی که امسال دیده ام ( جدایی نادر از سیمین، اینجا بدون من، یه حبه قند، سعادت آباد ) همگی کار نسل کارگردانان حدود 40 ساله است. این مژده خوبی برای سینمای ایران است.