فیلم- آنی هال(1977)- ANNIE HALL – کارگردان، سناریست و بازیگر: وودی آلن
در ادامه مرور آثار وودی آلن به ترتیب زمانی، این بار نوبت آنی هال بود. یکی از شاهکارهای او بخصوص در زمان خودش. آنی هال را در بهار 1357 در 20 سالگی و در سینما دیده بودم، و چون بعد از آن موفق به دیدنش نشده بودم، خواه نا خواه به فضای ذهنی آن زمان برگشتم. آنی هال آخرین فیلمی است که در سینماهای ایران از وودی آلن نمایش داده شد. یادم است که دفعه اولی که فیلم را دیدم، مسحور شدم. مسحور این شیوه بیان و روایت در سینما، مسحور متن دیالوگها. دو بار دیگر فیلم را دیدم، که یک بار آن به زبان انگلیسی بود به مدد سانس های آخر وقت پنجشنبه شب های سینما پرسیا که نیمی از مشتریان آن دانشجویان دانشگاه شیراز و یا استادان آن بودند. در مقاله دیگری که در این وبلاگ به نام "بهترین فیم های زندگی" نوشته ام، به این نکته اشاره کردم که در پایان سال 1357، آنی هال جزء 10 فیلم برتر زندگی من شده بود.
اینک که بعد از 33 سال، فیلم را میدیدم، به این نتیجه رسیدم که شاید آنی هال برای من در آن زمان همان جذابیتی را داشت که "همشهری کین" برای سینما دوستان در 1941. یعنی فیلمی که ارائه گر شیوه بیان جدیدی در سینما بود، و "دستور زبان سینما" را گسترش می داد. جالب آنکه خود وودی آلن به مرور زمان، این شیوه بیان را به حد زیادی تکامل داد. آنی هال را میتوان، نقطه اوج و تکامل اولین دوره فیلمسازی آلن دانست. و به نظر می آید که پس از این فیلم، او به دوره دیگری از فیلمسازی وارد میشود، دوره ای که دیگر خود او شخصیت محوری داستانهایش نیست.
وودی آلن نقش "آلوی سینگر" را بازی میکند که تا حد زیادی بازآفرینی خود آلن است. دایان کیتون نیز نقش آنی هال را بازی میکند، توجه به این نکته که نام فامیل واقعی کیتون، هال است به ما نشان میدهد شخصیت آنی هال نیز بازتاب شخصیت کیتون است. آلوی سینگر در این فیلم در مورد رابطه اش با زنها با تاکید بر زابطه اش با آنی هال صحبتهای زیادی دارد. جالب آنکه رابطه این دو در فیلم با رابطه واقعی شان همخوانی زیادی دارد. مدتها آلن و کیتون با هم رابطه نزدیکی داشتند، و کیتون در بسیاری از فیلمهای آلن در آن دوره بازی کرد، و بعدها رابطه شان محدودتر شد، گرچه همیشه (تا حدی که شنیده ام)، دوستان خوبی باقی ماندند. ساختار شکنی فیلم در زمان خود مربوط به شیوه بیان برشت وار آن و استفاده از تکنیک "فاصله گذاری" در برخورد با تماشاگر است. در لحظه های زیادی آلن رو به تماشاگر صحبت میکند، و یا "مارشال مک لوهان" از پوستر روی دیوار بیرون می آید و با آلن حرف می زند. آنی هال را میتوان به عنوان نمونه ای پیشرو و اولیه از بیان سینمایی با استفاده از روش "جریان سیال ذهن" نام برد.
دیالوگها و مونولوگهای آنی هال مانند اکثر فیلمهای وودی آلن بار زیادی را در فیلم به دوش دارند. و خواندن فیلمنامه کامل آن بعد از تماشای فیلم میتواند تجربه جالبی باشد. آلن در این فیلم بسیاری از دغدغه های ذهنی خود را مطرح میکند، علاوه بر تم محوری رابطه زن و مرد، اشارات متعددی به فرویدیسم، تفاوتهای نیویورک و لس آنجلس، ابتذال تلویزیون و ...... در اینجا چند نمونه از دیالوگهای فیلم را با استفاده از فیلمنامه آن در اینترنت ذکر میکنم.
- اولین صحنه فیلم که مونولوگ وودی آلن رو به دوربین است: "یک جوک قدیمی هست. دو تا پیرزن در یک مجتمع تفریحی کوهستانی با هم صحبت میکردند. اولی میگفت که غذای اینجا خیلی بده. دومی هم گفت که آره، ولی همونم خیلی کم میدن. این دیدگاه من در مورد زندگیه. پر از تنهایی و بدبختی و رنج و ناراحتی، و خیلی هم زود تمام میشه. جوک دیگری هم هست که به گروچو مارکس نسبتش میدن که میگه من عضو حزبی که کسی مثل منو به عضویت میپذیره نمیشم. این جوک، بیانگر زندگی من در دوران پس از بلوغ در ارتباط با زنهاست.
- آخرین صحنه فیلم به دیدن اتفاقی آنی هال پس از مدتها جدایی از هم در خیابان و برخورد دوستانه شان اشاره میکند، و در آخرین دیالوگ فیلم، آلن میگوید :" بعد از آن خیلی دیر شد، و ما هر دو باید میرفتیم، ولی دیدن دوباره آنی خیلی خوب بود، نه؟ من فهمیدم آنی چه آدم خارق العاده ای بود، و چقدر شناختن او لذت داشت. به اون جوک قدیمی فکر کردم که، یک مرد میره پیش روانشناس و میگه :"دکتر، برادر من دیوونه است. اون فکر میکنه یه مرغه." دکتره میگه "پس چرا بستریش نمیکنی؟" و مرد میگه آخه به تخم مرغاش احتیاج دارم. آره، این نشون میده من در مورد روابط (بین زنها و مردها) چه جوری فکر میکنم. میدونین، اون روابط در کل غیر منطقی و مسخره و پوچند، ولی ما باید اون رابطه را داشته باشیم، زیرا بیشترامون به تخم مرغاش نیاز داریم.
- در لس آنجلس، آنی به آلوی میگه: اینجا خیلی تمیزه. آلوی پاسخ میده، واسه اینکه آشغالاشونو دور نمیریزن، اونا رو به برنامه های تلویزیونی تبدیل میکنند.
- آلوی میگه نمیخام به شهری برم که تنها نشونه فرهنگیش امکان گردش به راست در وقتیست که چراغ قرمزه.
- آلوی به آنی میگه یک رابطه مثل یک کوسه س. میدونی؟ باید مرتب جلو بره و گرنه میمیره، و من فکر میکنم ما تو دستامون یک کوسه مرده داریم.
- آلوی میگه من فکر میکنم زندگی به دو قسمت وحشتناک و فلاکتبار تقسیم میشه. وحشتناک مانند اونایی که کورند یا نقص عضو دارند، نمیدونم اونا چه جوری با زندگی کنار میان. برای من خیلی شگفتی آوره. بقیه همه فلاکتبارند. باید متشکر باشند که اینجورین، چون آدم باید شانس بیاره تا جزء فلاکتبارا باشه.
آنی هال پر از نکات ظریف و نوآوری در سینما است. در صحنه ای از فیلم در تراس خانه آنی در اوایل فیلم، او و آلوی باهم صحبتهای معمولی میکنند، و ذهنیت واقعی شون به صورت زیرنویس روی پرده می آید. به هر صورت با دیدن مجدد فیلم، به خودم حق دادم که اون موقع اینقدر از فیلم خوشم آمده باشد. ولی برای کسی که فیلم را قبلا ندیده باشد، شاید فیلم آن قدر جذابیت نداشته باشد، زیرا حتما هر کس کارهای قوی تری حداقل از خود وودی آلن دیده باشد.
آنی هال اولین فیلمی است که وودی آلن شروع به توجه جدیتر به دنیای زنان میکند، بعدها این توجه در آلیس یا زنی دیگر و یا... خیلی بیشتر میشود. فیلم موزیک متن ندارد، و بر خلاف خیلی از فیلمهای آلن در تیتراژ نیز خبری از موسیقی نیست. از این فیلم برای اولین بار در فیلمهای آلن، شاهد تیتراژ شاخص فیلمهای او یعنی نوشتن با حروف مشخص و خوانای سفید بر پس زمینه سیاه هستیم.
آنی هال در زمان خودش با توجه ویژه جوایز اسکار روبرو شد. برنده 4 اسکار بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین هنرپیشه زن برای دایان کیتون شد. وودی آلن هم نامزد بهترین هنرپیشه مرد شد، ولی ریچارد دریفوس برنده شد. این تنها باری است که آلن کاندید اسکار بهترین بازیگر شد. همین توجه ویژه اسکار که کمتر نصیب فیلمهایی این چنین میشود نیز نشانه ای بر پیشرو بودن آنی هال است.