عشق و مرگ (1975) Love And Death – کارگردان، سناریست و بازیگر: وودی آلن
در ادامه مرور آثار وودی آلن، این بار نوبت "عشق و مرگ" بود، فیلمی که بازیگزان اصلی اش وودی آلن و دایان کیتون هستند.همانگونه که دیدیم، این سومین نقش مشترک این دو هنرپیشه است که به خوبی بازیهایشان با هم جفت میشود. این فیلم در روسیه تزاری و در دوره جنگ روسیه با ناپلئون میگذرد. این فیلم و فیلم قبلی وودی آلن یعنی "اسلیپر" تنها فیلمهای او هستند که در دوره معاصر نمی گذرند. "عشق و مرگ" شاید خنده دارترین فیلم وودی آلن باشد. خود آلن بعضی شوخیهای فیلم را در ستایش و با ادای دین نسبت به برادران مارکس ساخته است. به خاطر دارم این فیلم را در تابستان سال 1356 در سینما شهرقصه تهران دیدم (کلیه فیلمهای آلن در این سینما نشان داده میشد). صدای خنده تماشاچیان در برخی صحنه ها سالن را پر میکرد. سینمای آلن در آن زمان در تهران مخاطب خود را پیدا کرده بود. همه فیلمهای او فقط در سینما شهرقصه و حدود 6-5 هفته روی پرده بود. مانند آمریکا که فیلمهای آلن محدوده فروششان مشخص و قابل پیش بینی است. یکی از خوش شانسیهای من در آن سالها، زندگی دو گانه در تهران و شیراز بود، به همین دلیل برخی فیلمها را هم در تهران و هم در شیراز میدیدم. دیدن دوباره و سه باره فیلم در سینما پرسیا (شیراز) لذت بخش بود. تماشاگران شیرازی که شاید بخش غالبشان دانشجویان و تحصیلکرده ها بودند میخندیدند. این شاید آخرین خنده های تماشاچیان ایرانی در سالن سینمایی در ایران به خاطر فیلمی از وودی آلن بود. زیرا فیلم بعدی او "آنی هال" که تا زمان ساخت خود شاهکار وودی آلن به شمار می رفت، چندان خنده دار نبود، و پس از آن نیز دیگر فیلمی از او در سینماهای ایران نمایش داده نشد، تا تماشاگر ایرانی سعادت دیدن فیلمهای یکی از بزرگترین سینماگران چهل سال اخیر را از دست بدهد. دیدن این فیلم را به دوستداران سینمای آلن توصیه میکنم، بخصوص که در آن وودی آلن به اغوای دایان کیتون قصد ترور ناپلئون را هم دارد، که طبعا این موقعیت خود به اندازه کافی ایجاد طنز مینماید.
علاقه آلن به سینمای اینگمار برگمان نیز با نمایش عزرائیل در کنار او که یادآور "مهر هفتم " میباشد و بحثهای فلسفی همیشگی او نیز در این فیلم به وفور و شاید بیشتر از فیلمهای قبلی او به چشم میخورد که طبعا همه اینها کنار هم سینمای آلن را میسازند، و با این فیلم دوره اولیه سینمای آلن به پایان می رسد، و در فیلم بعد اوج پختگی دوران جوانی او را در آنی هال خواهیم دید. جالب آنکه گرچه فیلم در حدود 1812 میلادی میگذرد، ولی ارجاعات فراوانی به داستایوسکی، تولستوی، چخوف و قهرمانان داستانهای آنان وجود دارد که بار طنز فیلم را افزایش میدهد. در مجموع میتوان گفت این فیلم مانند یک MP3 پر از شوخی و طنز و جملات فلسفی و ارجاعات تاریخی و بدون وقفه است، و شاید ریتم آن برای تماشاچی نا آشنا به آثار وودی آلن سرگیجه وار است. ضمنا به همین دلیل فکر میکنم خواندن فیلمنامه و دیالوگهای فراوان آن نیز جذاب باشد، بخصوص برای من که نتوانسته ام به نسخه زبان اصلی این فیلم و آنی هال از مجموعه آثار آلن دست پیدا کنم.