کتاب – ظهور و سقوط رایش سوم – نویسنده: ویلیام شایرر – ترجمه : کاوه دهگان – خلاصه فصل22
فصل 22 – عملیات شیر دریایی، تهاجم نافرجام به بریتانیا:
در حمله به بریتانیا، در ابتدا نیروی زمینی نقشی نمیتوانست داشته باشد.صرفا نیروی دریایی و هوایی آلمان میبایست مسیر را برای حمله های بعدی باز کنند. ولی هیچ یک از قوای سه گانه آلمان نمیدانست که به بریتانیا چگونه حمله کند. یودل در یادداشتی که در اواسط 1940 به هیتلر فرستاد برای محاصره بریتانیا، سه کار پیشنهاد میکرد: 1- تشدید نبرد هوایی و دریایی آلمان بر ضد ناوها، مخازن ذخائر، کارخانه ها و نیروی هوایی انگلیس. 2- حملات هراس آفرین به مراکز جمعیت. 3- پیاده کردن قوا، به قصد تسخیر بریتانیا (به این اقدام، فقط پس از سلطه هوایی آلمان میتوان اندیشید). به طور خلاصه حمله و اعزام قوا به بریتانیا پس از ایجاد ضربات مرگ آور بر اقتصاد این کشور، و تفوق هوایی آلمان امکان پذیر است.
پس از نا امید شدن آلمان از صلح با انگلیس، تمایل هیتلر، حمله به بریتانیا "عملیات شیر دریایی" در اواسط سپتامبر 1940 بود. ولی هوای دریای مانش و دریای شمال، در این دوره معمولا بد بود، و حمله دریایی به بریتانیا در هوای مه آلود و دریای متلاطم که امکان غرق شدن زورق ها را داشت، مشکل بود. از نظر نیروی دریایی، شرایط ایده آل برای حمله دریایی در ماه مه وجود می داشت. هیتلر تعویق حمله به مدت 8 ناه را نگران کننده میدانست. زیرا نیروی دریایی آلمان در قیاس با بریتانیا تا آن زمان، توان مند تر نمیشد و عکس آن قابل پیش بینی بود، و ارتش بریتانیا که اکنون مفلوک بود، با فرصت 8 ماهه، به 30 تا 35 لشکر میرسید که در ناحیه تهاجم، نیرویی چشمگیر بود. از این رو، تصمیم هیتلر چنین عنوان شد:" مانورهای انحرافی در افریقا باید یررسی شود. اما نتیجه قاطع، از حمله به بریتانیا به دست می آید. از این رو میبایست کوشش شود که عملیات در 15 سپتامبر آغاز شود. تصمیم در مورد تعویق حمله به مه 1941، پس از خملات متمرکز 7 روزه لوفت وافه به جنوب انگلیس اتخاذ خواهد شد.
در اول آگوست 1940 دستورالعمل هیتلر برای رهبری جنگ دریایی و هوایی با انگلیس، صادر شد. او از یک طرف بر آمادگی کامل برای تکمیل تدارکات برای "شیر دریایی" تا 15 سپتامبر تاکید کرد ، و از طرف دیگر بر آمادگی لوفت وافه برای نبرد تشدید شده هوایی در 6 آگوست و پس از آن تاکید کرد.
در این هنگام بحث مهمی بیم نیروی زمینی و دریایی آلمان جریان داشت. نیروی زمینی در حمله به انگلیس، نیاز به جبهه عریضی داشت (100 هزار نفر نیرو در یک جبهه به عرض 300 کیلومتر). نیروی دریایی این امر را مستلزم داشتن 100 کرجی، 1200 قایق موتوری، 470 یدک کش و 155 ناو نفر بر میدانست، که حتی در صورتی که با کنار هم گذاشتن کلیه امکانات آلمان امکان پذیر گزدد،به دلیل از بین رفتن کلیه امکانات آلمان جهت حمل و نقل آبی داخلی، حیات افتصادی کشور را تهدید میکند، مضاف آنکه حفاظت از چنان ناوگان بزرگی، خارج از توان نیروی دریایی آلمان است، و ممکن است تمام ناوهای نیروی دریایی از دست رود. ولی از نظر ارتش، پیاده شدن نیروهای محدود، باعث شکست نیروی زمینی از بریتانیا خواهد شد. هیتلر نهایتا نظری بینابینی اعلام کرد، و مقرر شد نیروهای آلمان در جبهه ای محدودتر،در 15 سپتامبر پیاده شوند، ولی تردید هیتلر با اعلام اینکه فرمان های نهایی تا وضع روشن نشود ابلاغ نخواهد شد، مشهود بود.
شنبه 7 سپتامبر 1940، آلمانی ها نخستین بمباران عظیم لندن را با 625 بمب افکن و 648 هواپیمای شکاری حافظ آنان آغاز کرد. این مخرب ترین حمله هوایی تا آن زمان به یک شهر بود. حمله ای که در مقایسه با آن بمباران های ورشو و روتردام هیچ بود. بارانداز لندن، تقریبا نابود شد. هیتلر اعلام تصمیم خود برای خمله به بریتانیا را چند روز عقب انداخت. زیرا از یک طرف با این گزارش روبرو شد که بمباران لندن از نظر مالی و روانی چنان برای مردم انگلیس مخرب بوده است که تهاجم به آن کشور شاید ضروری نباشد، و از طرف دیگر نیروی دریایی در گردآوری ناوهای مورد نیاز خود با مشکلاتی مواجه بود. علاوه بر آن وضع هوا نیز طبق گزارشات، ناپایدار بود.
فرماندهان نیروی هوایی و دریایی از بمباران مناطق مسکونی لندن برای ایجاد هراس همه گیر دفاع میکردند، ولی هیتلر معتقد بود تمرکز حملات هوایی بر اهداف نظامی، مهم تر است، و بمباران حهت ایجاد هراس همه گیر برای مراحل بعد لازم است. تاکید ردر فرمانده نیروی دریایی بر بمباران مناطق مسکونی ناشی از هراس وی برای پیاده کردن قوا بود. در همین زمان نیروی هوایی انگلیس بنادری را که تهاجم میبایست از آنها شروع شود از آنورس تا بولونی را به سختی بمباران کردند، و چند ناو و نفر بر که در این بنادر پهلو گرفته بودند،غرق شده و یا آسیب دیدند. در حقیقت بر خلاف تصور آلمان، نیروی هوایی انگلیس، بهیچوجه نابود نشده بود، و فعالیت زیاد نشان می داد. در نتیجه، پیشوا تصمیم گرفت عملیات "شیر دریایی" را مدت نامحدودی به تعویق اندازد. و به دلیل هزینه زیاد آماده باش نیروها و ناوگان دریایی، در 12 اکتبر، هیتلر رسما اعلام کرد که "شیر دریایی" تا بهار انجام نخواهد شد. ولی انگلیس نباید این را بفهمد. دو چیز دلیل این تصمیم هیتلر بود : مسیر مهلک نبرد با بریتانیا، و توجه مجدد اندیشه های او به جانب شرق، یعنی به شوروی.
در نبرد هوایی آلمان با بریتانیا، اختراع رادار و استفاده از آن از طرف انگلیسی ها و برخوردار نبودن آلمان از این تکنولوژی، بزرگترین مشکلات را برای آلمان فراهم کرد. از 24 آگوست تا 6 سپتامبر، آلمان به طور متوسط، روزانه هزار هواپیما به انگلیس میفرستاد، و به پایگاههای شکاری این کشور حمله میکرد. علیرغم مقاومت دلیرانه شکاری های انگلیس، کثرت محض تعداد هواپیماهای آلمان، تاثیر خود را گذاشت، و 5 پایگاه مهم شکاریهای انگلیس و 7 ایستگاه رادار این کشور، آسیب اساسی دید و به نظر میرسید انگلیس در آستانه سانحه ای مصیبت بار است. در این هنگام، گورینگ فرمانده لوفت وافه دچار خطایی عظیم شد، که منجر به نجات یافتن نیروی هوایی فروکوفته و تعادل باخته بریتانیا گردید. لوفت وافه به جای تمرکز بر تخریب مراکز مهم نیروی هوایی بریتانیا، بمباران مناطق مسکونی لندن را آغاز کرد. دلیل این امر نیز صرفا یک تصادف بود. در یک شب، چند خلبان آلمانی در هدف گیری اشتباه کردند و به جای ریختن بمب بر کارخانه هواپیما سازی و مخازن نفت شهر، بمبها را بر مراکز مسکونی لندن ریختند و چند غیر نظامی کشته شدند. انگلیسی ها شب بعد این اقدام را تلافی کردند و به تلافی، برلن را بمباران کردند. گرچه این بمباران موفق نبود، و خسارت و تلفات چندانی نداشت، ولی تاثیر آن در روحیه مردم آلمان عظیم بود، زیرا اولین بار بود که بر برلن بمبی فرو میریخت. دفاع ضد هوایی برلن قوی بود، و مانع موفقیت بیشتر انگلیس شد، ولی 2 شب بعد، انگلیسی ها با درس گرفتن از مشکلات شب اول با قئرت و آگاهی بیشتری حمله کردند، و برای نخستین بار، آلمانی ها را در پایتخت رایش کشتند. 10 آلمانی کشته و 29 نفر زخمی شدند. این امر موجب حمله گسترده به لندن گردید، و به نیروی هوایی انگلیس امکان تجدید حیات داد که نهایتا منجر به حملات گسترده به بنادر شرق مانش گردید.
در پاییز و زمستان ، توقف عملیات "شیر دریایی" بهترین فرصت را جهت افزایش قدرت هوایی به انگلیس داد. ساختن 9924 هواپیما در برابر 8070 هواپیمای آلمانی، باعث پیشی گرفتن تعداد هواپیماهای انگلیس از آلمان شد. ضمن اینکه هواپیماهای موجود آلمان نیز در حمله به بریتانیا تلفات زیاد داشتند. بعدها مشخص شد که لوفت وافه از ضربه اواخر تابستان و پاییز 1940 هرگز کاملا کمر راست نکرد. نیروی دریایی آلمان، مفلوج از ضایعات اوایل بهار در سواحل نروژ، قادر نبود برای تهاجم به بریتانیا، توان دریایی لازم را فراهم آورد، و ارتش نیز بدون تفوق نیروی دریایی و هوایی امکان ورود به خاک بریتانیا را نداشت. برای نخستین بار در دوران جنگ، هیتلر متوقف شده بود. بریتانیا عملا نجات یافت، و قدرت هوایی آن، عملا باعث خنثی شدن حمله آلمان به بریتانیا شد. چرچیل در سخنرانی در مجلس عوام اعلام کرد که هرگز در عصه ستیز انسان، گروهی چنین کثیر به جماعتی این چنین معدود، این همه مدیون نبوده است.
هیتلر اینک با ناامید شدن از حمله به بریتانیا تصمیمی مهم اتخاذ کرد. حمله به شوروی در بهار 1941.
{ پایان فصل 22}