قضاوت حاد

    شنبه گذشته در بازی داماش گیلان با پرسپولیس، بین شیث رضایی و نصرتی بازیکنان پرسپولیس اتفاقی افتاد که فکر نکنم هیچ یک از تماشاگران حین تماشای مسابقه در تلویزیون و یا استادیوم متوجه آن شده باشند (من که بازی را ندیدم ولی در اینترنت هم با دور آهسته متوجه آن شدم). در هفته گذشته در تلویزیون و رادیو و مطبوعات ایران مخالفت گسترده ای علیه این حرکت مشاهده شد. حتی فردوسی پور در برنامه 90 به طور جدی آن را محکوم کرد، و کارشناس هنرمند و هنر دوستی مانند حمید صدر نیز این مسئله را تقبیح کرد. در فیسبوک نیز نظریاتی مخالف این حرکت درج شد. در پیامهای رادیویی مردم  نیز مخالفت گسترده آنها را با این مسئله میشنیدم. حتی چند نفر در اظهار نظر خود بر محو این دو نفر از فوتبال تاکید میکردند. رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال نیز بر اینکه شواهدی دال بر دست داشتن بازیکنانی دیگر در این موضوع به دست آمده تاکید کرد، گویی که توطئه ای علیه مملکت اتفاق افتاده و یک شبکه در آن شناسایی شده اند.

    نگاه من به این مسئله با جو غالب متفاوت است و شاید از نظر اکثر کسانی که با آن مواجه میشوند سهل گیرانه باشد که البته درست میگویند. به نظر من در بررسی این امر توجه به دو نکته مهم است، یکی خود عمل و دیگری محل آن. خود عمل، در شوخی هایی که پسرها در سنین جوانی بین خود دارند ( حداقل در زمان جوانی خود من ) عمل عجیب یا زشتی نبود، و بین دوستان صمیمی بروز آن عجیب نبود، باید اعتراف کنم در دوره جوانی در خوابگاه دانشجویی دانشگاه بین المللی خود و در میان دانشجویانی که بالاترین رتبه ها را در زمان خود (قبل از انقلاب) کسب کرده بودند و مثلا جزء فرهیختگان و فرهیخته زادگان زمان خود بودند و یا بین دانش آموزان دبیرستان البرز زمان دکتر مجتهدی و بین دکترها و مهندسین آینده از این قبیل شوخی ها را به دفعات دیده و حتی مرتکب شده ام. این موارد تا حدودی اقتضای سن و جوانی میباشد، و حتی مسئولین سختگیر دبیرستان قائل به انضباط البرز با دیدن چنین چیزهایی، تا حد امکان وانمود میکردند که چیزی ندیده اند و یا نشنیده اند. این گونه شوخی ها در صورتیکه در جای خود انجام گردد نه نشانه انحراف اخلاقی است و نه نشانه انحراف جنسی، صرفا یک شوخی است، و در سنین بالاتر دیگر به چشم نمیخورد. بعضی کامنت ها را در هفته گذشته خواندم که این بازیکنان را "گی" میخواندند، نمیدانم زمانه خیلی عوض شده و یا برخی دوستان فراموشکار شده اند و یا محکوم کردن بسیار ساده شده است. البته وضع دخترها فرق میکند و بین آنها این فضاها محدود تر است، ولی بد نیست یک جوان قدیمی کمی در مورد این فضا صحبت کرده باشد.  

    حال می رسیم به محل آن. از نظر من اگر مشکلی در این قضیه باشد از این ناحیه است. انجام بسیاری از کارها که در خلوت مجاز است، در انظار عمومی غیر اخلاقی، غیر مجاز و حتی غیر قانونی است. در قوانین بسیاری کشورها جریحه ساختن عفت عمومی، جرم و قابل پیگیری قضایی است. آیا این عمل چنین بوده است. به نظر من نه. اگر این دو کاری میکردند که برخی تماشاگران چه در استادیوم و چه در تلویزیون متوجه این کار میشدند، مصداق جریحه دار کردن افکار عمومی را قبول داشتم. ولی وقتی صرفا به دلیل وجود دوربینهای متعدد و امکان پخش اسلوموشن، این عمل قابل مشاهده باشد مصداق جریحه دار شدن افکار عمومی را نمی پذیرم. فرض کنیم دو جوان با هم قرار گذاشته اند در خیابان با هم یک شوخی بکنند که کسی متوجه نشود. خود این فضا شوخی بین آنها را برایشان جذاب و حتی هیجان انگیز میکند. اینها ممکن است موفق باشند، ولی وای به حالشان اگر یک دوربین مخفی از بالای تیر چراغ برق حرکت آنها را ثبت کرده باشد. درست است، بازیکنان فوتبال در این رده باید بدانند که اگر مخفیانه و پشت به دوربین، دست در دماغشان بکنند، دوربین دیگری از زاویه دیگر این حرکت را ضبط و در اختیار تماشاگران میگذارد. کارشان بسیار سخت است ولی دستمزد زیادی برای کارشان میگیرند و باید به این جزئیات بیشتر توجه کنند. دیگر شیث و نصرتی و بسیاری از بازیکنان ما باید فهمیده باشند که در چه شرایط سختی باید همه چیز را رعایت کنند، و حداقل در حین مسابقه، و حتی در شلوغی و ازدحام شادی پس از گل، کوچکترین حرکت خلاف عرفی نکنند، زیرا دوربینها و شبکه های تلویزیونی و اینترنت، بیرحمانه این حرکات را به وضوح ثبت میکنند و آبروی آنها را میبرند. چه کسی میتواند بگوید پیشکسوتانی که در فوتبال ما به عنوان بازیکنان خوش اخلاق مطرحند در زمان خود در شادیهای بعد از گل از این شوخیها با هم نکرده بودند.

    من با این نحوه عمل رسانه ها در ذهن خود مسئله دارم. بارها شده که دوربینها خطای عمدی یک بازیکن علیه بازیکن تیم رقیب را که خارج از بازی و دور از دید داور انجام شده است و در جریان بازی برای او جریمه ای نداشته را ثبت کرده اند، و این عمل باعث محرومیت این بازیکن از یک یا چند بازی شده است. این موضوع از نظر من استفاده درست از دوربین است، زیرا عملی را که فی نفسه و حتی در خلوت محکوم بوده است نشان میدهد. ولی میبینیم که فلان عکاس حرفه ای با دوربین بسیار قوی خود از خلوت فلان ستاره سینما و یا فلان آدم مشهور فیلم یا عکسی تهیه میکند و به قیمت گزاف به فروش  میرساند. بارها شاهد عکسهایی بوده ام که با دوربینهای بسیار قوی از هنرپیشه های مشهور و حتی خانمهای سیاستمدار خوشنام در حال پیاده شدن از ماشین گرفته شده و لباس زیر آنها را نشان داده و حتی آن نقطه مشخص را بزرگنمایی میکند. بگذریم از فیلمهایی که از خلوت دو نفر تهیه شده و در اینترنت پخش میشود (مانند فیلم زهره امیر ابراهیمی که عملا آتیه کاری او را خدشه دار کرد). امیدوارم روزی برسد که افکار عمومی و قوانین، پخش کنندگان و توزیع کنندگان تصاویری که صحنه ای را که فی نفسه و در خلوت جرم نیست را به معرض نمایش عمومی میگذارند محکوم کند و انتشار این تصاویر را مشروط به اجازه شخصی که از او فیلم گرفته شده بدانند. میدانم که از آن روز داریم دورتر و دورتر میشویم. به هر صورت این از مضرات پیشرفت تکنولوژی است که ما طرفداران تکنولوژی باید آن را قبول کنیم، ولی حداقل باید در قضاوت ها و رفتارمان به این مسئله توجه کنیم.

    هفته گذشته دو مورد جالب توجه در باشگاه پرسپولیس اتفاق افتاد. یکی همین مسئله که عملا به عنوان مهمترین مسئله فوتبال و مملکت ما بزرگنمایی شد و دیگر برکناری محمود خردبین سرپرست قدیمی تیم فوتبال این باشگاه که یکشنبه رسما برکنار و سه شنبه رسما و مجددا به همین سمت منصوب شد. اگر افکارعمومی و مقامات بالای ورزش کمی واقع بین تر بودند، قباحت عمل دوم دهها بار از عمل اول بیشتر بود. عمل دوم از نظر مدیریتی و بی توجهی به آبروی افراد عملی غلط بود که علنی و بدون حضور هیچ عامل خارجی و یا دوربین اضافی توسط باشگاه رسما اعلام شد، و خیلی با عمل اول که یک شوخی بین دو جوان همبازی اتفاق افتاد متفاوت است.

    من این اقبال عمومی در مورد محکوم کردن این دو نفر در هفته گذشته را با همان روانشناسی اجتماعی که عمل لینچ کردن را در بین مردمانی که در شرایط عادی آرام، متدین و بعضا درستکار هستند یکی میدانم. مگر کسانی که در زمانهای قدیم سنگسار میکردند قاتل بودند. خیر، آنها مردم کوچه و بازار بودند که در لحظه و بر اساس خشم جمعی چنین میکردند. همانهایی که وقتی عیسی به آنها گفت هر کدام که گناه نکرده اید، به زن روسپی (مریم مجدلیه) سنگ بزنید، و آنقدر درستکار بودند که هیچ کس سنگ نزد. وقتی در برنامه 90 نقطه نظرات غلام پیروانی را در این مورد شنیدم، احترامم نسبت به او افزایش یافت. زیرا او اولین کسی بود که بر نبردن آبروی افراد و گناهکار بودن همه آدمها تاکید کرد.

    اینجا روی سخنم با دوستان عزیزی است که در هفته گذشته به انحای مختلف این عمل را محکوم کردند. دوستان من، بیایید ما که دم از آزادی و دموکراسی و تعقل میزنیم، از نظر روانشناسی اجتماعی خود را از سطح لینچ کنندگان بالاتر بیاوریم، و بیشتر به عمق قضایا توجه کنیم. ذکر چند نکته در انتهای این مطلب لازم است:

1-     نوشتن این مطلب بهیچوجه تایید شخصیت ورزشی شیث و نصرتی نیست. شیث رضایی بازیکنی است که ناهنجاریهای زیادی دارد و اگر من در آغاز فصل مربی پرسپولیس بودم هرگز با او قرارداد نمی بستم، زیرا او از بازیکنانی است که کار گروهی یک مجموعه را مختل میکند. نصرتی را هم هرگز به عنوان کاپیتان تیم انتخاب نمیکردم. کاپیتان تیم باید مظهر باشگاه و سابقه آن و ایجاد کننده روحیه تیمی باشد، که در مورد او به دلایل مختلف چنین نیست.

2-     من کاملا به غلبه بی فرهنگی و بی اخلاقی در فوتبال کشور معتقدم و به موضوع برنامه 90 در هفته بعد توجه و علاقه دارم ، ولی مسئله این هفته کمترین زمینه انجام این بحث است.