پس از سالها نسخه خوب "خارش هفت ساله" اثر کلاسیک بیلی وایلدر (یکی از کارگردانهای محبوب من) را به دست آوردم. یک بار 20 سال پیش نسخه ویدئویی رنگ و رو رفته ای از آن دیده بودم و به نظرم خسته کننده آمد و فیلم را تا آخر ندیدم. ولی این بار بخصوص از نیمه اول فیلم خیلی خوشم آمد. در نیمه اول فیلم، وجه عام مردها یا بهتر بگویم مردها به عنوان تیپ و نه شخصیت به خوبی نشان داده شده است و میتوانم از این نیمه فیلم به عنوان یکی از بهترین نحوه های بیان این وجه از مردان را در تاریخ سینما نام ببرم. همان صحنه اول فیلم که مانهاتان را در 5 قرن پیش نشان میدهد، خلاصه ای از تفکر حاکم بر فضای فیلم را نشان میدهد. با حضور بیشتر مریلین مونرو در نیمه دوم فیلم، فضای داستان تغییر کرده و کم کم وجه شخصیتی هنرپیشه اول فیلم (تام ایول) که پس از گذشت 7 سال از ازدواجش نیاز به تنوع را حس میکند،بهتر نمایان میشود.

تلفیق رویا و واقعیت در سینمای آن زمان چندان مرسوم نبود، ولی در این فیلم وایلدر هوشمندانه از این امر استفاده کرده و در برخی مواقع بیننده نیز در این زمینه دچار تردید میشود. مریلین مونرو به خوبی در نقش خود جا افتاده است. صحنه ای که مریلین مونرو با لباس سفید خود بالای یک دریچه تهویه می ایستد و در تابستان گرم نیویورک خود را خنک میکند به یک شمایل ماندگار در تاریخ سینما تبدیل شده و چند ماه پیش مجسمه او در این حالت در (نمیدانم) هالیوود یا نیویورک ساخته شد. دیدن فیلم را به علاقمندان سینمای کلاسیک و بیلی وایلدر توصیه میکنم.