کتاب چهارم – جنگ، فیروزی های نخستین و نقطه عطف :

    فصل 18 – سقوط لهستان :

    در پنجمین روز حمله آلمان به  لهستان، ژنرال های ارشد آلمانی دانستند که کار لهستان تمام است. لهستان و جهان، تجربه ای از جنگ برق آسای آلمان نداشتند. هواپیماهای شکاری و بمب افکن، هواپیماهای اشتوکا (عمود رو). لشکرهای کامل تانک که روزانه تا 60 کیلومتر پیش روی میکردند. توپهای خودکار سنگین زن. سرعت زیاد پیاده نظام، ارتش عظیم یک و نیم میلیون نفری که با وسایل مخابراتی الکترونیکی شامل شبکه های پیچیده رادیویی، تلفنی و تلگرافی، هدایت و هماهنگ می شد. در تاریخ جنگهای جهان، چنین چیزی سابقه نداشت. در 48 ساعت، نیروی هوایی لهستان منهدم شد. عمده هواپیماهای آن کشور قبل از اینکه بتوانند از جا برخیزند، بمباران شدند، و تاسیسات فرودگاهها به آتش کشیده شدند. کراکو، دومین شهر بزرگ لهستان، روز 6 سپتامبر سقوط کرد، و همان شب دولت این کشور از ورشو به لوبلین گریخت. طی یک هفته ارتش لهستان مغلوب شد. آلمان به این مسئله قانع نبود، زیرا میخواست ارتش لهستان را در هم کوبد. از تاریخ 9 تا 17 سپتامبر، علیرغم مقاومت دسته های مجزای سربازان لهستانی، تمامی قوای لهستان به استثنای بخشی از آنها که در مرز شوروی مستقر بودند، به محاصره کامل آلمانی ها در آمدند.

مولوتف از طرف شوروی در پاسخ یادداشت 3 سپتامبر هیتلر در مورد حمله شوروی به لهستان (خلاصه فصل 17) در تاریخ 5 سپتامبر اعلام کرد که این کار در وقت مناسب صورت خواهد گرفت. روسها فکر میکردند تسخیر لهستان به دست آلمان ممکن است مدتها به طول انجامد، ولی مانند دیگر کشورها شاهد پیشرفت حیرت انگیز ارتش آلمان به داخل لهستان بودند.

    نیمه شب 8 سپتامبر، ریبن تروپ پیام تلگراف محرمانه ای به "شولنبورگ" سفیر آلمان در مسکو فرستاد، و گفت آلمان مایل است از مقاصد نظامی دولت شوروی آگاه شود. مولوتف روز بعد اعلام کرد که شوروی تا چند روز آینده دست به حمله خواهد زد، و در همان روز ورود سربازان آلمان به ورشو را به دولت آلمان تبریک گفت. دولت شوروی دنبال دستاویزی برای توجیه حمله به لهستان در نظر مردم خود بود. نهایتا اعلام شد که چون لهستان از میان رفته است ، پیمان عدم تجاوز شوروی و لهستان عملا ملغی شده است. به این جهت لازم است شوروی منافع خود و اقلیتهای اوکراینی و بیلوروسی را حفظ کند. از 17 سپتامبر حمله شوروی به لهستان از هم پاشیده صورت گرفت. و در 18 سپتامبر در برست لیتوفسک به ارتش آلمان رسیدند. درست همان جایی که بلشویکهای تازه به قدرت رسیده 20 سال قبل اتحاد خود با دولتهای غربی را گسستند و با آلمان صلح کردند. در این هنگام پس از ابراز نگرانی استالین به شولنبورگ در مورد محترم شناختن خط مرزی بین آلمان و شوروی در لهستان که در پیمان مسکو تعیین شده بود، ریبن تروپ تایید کرد که خطوط مزبور از طرف آلمان محترم شمارده خواهد شد. اختلافات جزئی نیز بین دو شریک موقت وجود داشت. متن بیانیه  مشترک دو کشور در مورد تسخیر لهستان توسط آلمانها تهیه شد، ولی استالین به آن اعتراض داشت زیرا وقایع را بسیار بی پرده بیان میکرد. استالین متن فریبکارانه ای نوشت و آلمانی ها  را ناگزیر ساخت به آن رای دهند.

    آلمانها در نظر داشتند لهستان کوچک بازمانده ای بر اساس الگوی "دوک نشین بزرگ ورشو" که ناپلئون تاسیس کرده بود، بنیاد کنند، ولی روسها با این طرح مخالف بودند زیرا بخشی از سرزمینهایی که میتوانستند در لهستان تصاحب کنند از چنگشان خارج میشد. گرچه آلمان نیز در مورد توافق باحذف کامل لهستان نیاز به اصرار زیاد نداشت.

    استالین شخصا مذاکرات با آلمان را هدایت میکرد و نظرات خود را به شولنبورگ اعلام میکرد. او به آلمان گفت باقی گذاشتن لهستان کوچک مستقل خطا است. او پیشنهاد افزایش سهم آلمان از لهستان را داد، ولی در عوض خواست آلمان در مورد لیتوانی و حوزه بالتیک (لتونی، استونی و فنلاند) ادعایی نداشته باشد. استالین از یک طرف داشت دو استان را که آلمانها خود تسخیر کرده بودند به آنها می بخشید و ضمنا میدانست مردم لهستان مبارزات استقلال طلبانه خواهند داشت و این مسئله را به آلمانها حواله میداد. از طرف دیگر ممالک بالتیک را که پس از جنگ جهانی اول از روسیه گرفته شده بود به دست می آورد. روز 28 سپتامبر ریبن تروپ وارد مسکو شد، و قرار شد همان شب، پیمانی بین دو کشور منعقد شود. لیتوانی که به موجب پیمان مسکو حوزه نفوذ رایش بود به شوروی واگذار کردید. توافق شد دو لشکر ارتش سرخ و یک تیپ هوایی شوروی در خاک استونی مستقر شوند ولی سیستم حکومتی این کشور دست نخورده باقی بماند. گرچه هیتلر میدانست به زودی استونی از بین خواهد رفت و به همین دلیل فرمان تخلیه 86 هزار نفر آلمانی ساکن استونی فردای آن روز صادر شد. لتونی نیز به شوروی واگذار شد. مضاف بر آن طرفین متعهد شدند هر گونه آشوب لهستانیها در مناطق خود را سرکوب سازند، و در این زمینه با یکدیگر نیز همکاری نمایند.

    به این ترتیب لهستان نیز مانند اتریش و چکسلواکی از نقشه اروپا محو شد. جالب آنکه این چهارمین تقسیم لهستان به دست آلمان و روسها در تاریخ بود. گرچه اتریش در دفعات قبل حاضر بود.

    به گفته شایرر :" در لهستان، هیتلر جنگید و فاتح میدان گشت، لیکن ظفرمند بزرک تر، استالین بود که سربازان او به ندرت گلوله ای شلیک کردند. اتحاد شوروی، تقریبا نیمی از لهستان و خفه گاهی در ممالک بالتیک به چنگ آورد. این امر، آلمان را از دو هدف مهم بلند مدت آن کشور بیش از پیش جدا کرد: گندم اوکراین و نفت رومانی. اگر آلمان میخواست از محاصره اقتصادی انگلیس جان در برد، به هر دو نیاز بی اندازه داشت. استالین حتی ناحیه نفت خیز لهستان: بوریسلاو – درو گوبیچ را که هیتلر آرزومند و مشتاق تصاحب آن بود، مطالبه کرد و گرفت و از سر لطف پذیرفت که معادل محصول سالیانه آن به آلمان نفت بفروشد."

    هیتلر به این دلیل پیمان 28 سپتامبر آلمان و شوروی را پذیرفت که نمیتوانست در شرایطی که قوای انگلیس و فرانسه در غرب آلمان آماده جنگ بودند، با شوروی در افتد و میبایست جبهه شرقی خود را محکم میکرد.

                                                              { پایان فصل 18}