این روزها در فوتبال آشفته و بی بند و بار ما و در فصل نقل و انتقالات یک مشکل خودساخته بیش از همه مطرح است.بخشنامه ای که بر اساس آن سقف قیمت هر بازیکن 350 میلیون تومان تعیین شده است. دلایلی که قانونگذاران عنوان کرده اند، اینها است:

-          کاهش بودجه باشگاههای دولتی که عملا کلیه باشگاههای لیگ برتر را در بر میگیرد.

-          مبارزه با افزایش قیمت کاذب بازیکنان.

-          عدم تناسب دستمزد بازیکنان با سایر مشاغل.

   اصلی ترین دلایلی که در مصاحبه های آقایان عزیز محمدی و تاج و کفاشیان در این مورد شنیده ام، اینها هستند. ولی آیا برای مشکلات فوق، راه حل ابلاغ شده صحیح است؟ پاسخ من به این سئوال منفی است. به اعتقاد من دستمزد بازیکنان فوتبال مانند هر پدیده دیگر بر اساس قانون عرضه و تقاضا تعیین میگردد، و با توجه به امکان انتقال بازیکنان به خارج از کشور، این قانون عرضه و تقاضا صرفا در بعد داخلی عمل نمیکند. طبق اطلاعاتی که جسته و گریخته شنیده ام، در سال 89 قرارداد چند نفر از فوتبالیستهای شاخص، بالای 800 میلیون تومان در سال بوده است. حال چگونه میتوان بین این دریافتها و 350 میلیون تومان تناسب برقرار نمود. یا میبایست با پرداختهای زیر میزی مشکل را حل نمود، و یا بازیکنان به خارج از کشور میروند.

    سال گذشته به دلیل موجی که علیه ایرانیان در فوتبال امارات راه افتاد، کلیه بازیکنان ایرانی شاغل در امارات به ایران باز گشتند. ولی الان با توجه به این قانون شاهد انتقال بازیکنان شاخص ایرانی به لیگهای کم اعتبار هستیم. هادی عقیلی و محمد رضا خلعتبری به قطر رفته اند. بزودی بازیکنان آزاد دیگری به امارات، ازبکستان و شاید  به یاد 20 سال پیش کم کم به لیگهایی مانند سنگاپور و کشورهای ضعیف دیگر بروند. با در نظر گرفتن قیمت دلار، سقف قیمت بازیکنان ما حدود 300 هزار دلار است. پس اگر کشورهای خارجی حدود 500 هزار دلار در سال بپردازند، رفتن به آن کشورها به صرفه است. به اعتقاد من حداقل بیست، سی نفر از بازیکنان لیگ، چنین قیمتی دارند. پس اگر قانونگذار میخواسته بازیکنان ما به لیگهای خارجی ولو با کیفیت کمتر از لیگ برتر ایران بروند، با این قانون به هدف خود رسیده است.

    وقتی سقف قیمت، به طور کاذب پایین اعلام میشود، برای برخی تیمها که برای پرداخت زیر میزی راه حل پیدا میکنند، راههای فرار وجود خواهد داشت، ولی آنهاییکه بخواهند قانونمند عمل کنند عملا از گروه اول عقب میافتند، و با توجه به مجازاتهایی که برای تخلف از این قانون تعیین شده است، تیمهای دارای پارتی یا لابی از سایر تیمها به طور کاذب جلو میافتند.

    از نظر من بهترین راه حل مشکلاتیکه در ابتدای یادداشت نوشته شد، تعیین سقف بودجه باشگاههای دولتی است. باشگاهها خود باید هزینه هایشان را مدیریت کنند، و یا به راه حلهایی برای افزایش درآمد برسند. یک باشگاه ممکن است با خرید یک بازیکن یک میلیاردی، دو بازیکن بالای 600 میلیون و به همین تناسب بازیکنان ارزانتر تیم خود را بسازد و دیگری با بازیکنهای هم تراز ولی با محدوده قیمت 250 تا 350 میلیون تومان همین مقدار هزینه کند. چرا با ایجاد چنین محدودیتی میخواهیم با قوانین اولیه اقتصاد که در هر واحد عمومی اقتصاد در دانشگاه در همان جلسه اول تدریس میشود در بیافتیم. این کار قطعا به افت کیفیت لیگ، کوچ بازیکنان به لیگهای کم اهمیت، و ضعف باشگاههای ما در مسابفات آسیایی خواهد انجامید. وقتی تیمهای باشگاهی آسیا به ازای هر مرحله صعود در جام باشگاههای آسیا مبالغی از کنفدراسیون فوتبال آسیا پول میگیرند، قطعا باید حق داشته باشند، این پول را صرف خرید بازیکنان بهتر بکنند، و قانون سقف قیمت مانع این امر میشود. به طور کل این قانون مصداق "خسن و خسین هر سه خواهران معاویه بودند" است که با مجموعه عملکرد فدراسیون فوتبال کاملا همخوان است.

    اگر دل آقایان به حال بودجه مملکت میسوزد، بهتر است پیگیری کنند تا پول پخش تلویزیونی به باشگاهها پرداخت شود، و به علاوه باشگاهها موظف شوند تا سقف در صد معینی از بودجه تخصیص داده شده دولتی را صرف مخارج خرید بازیکن و مخارج جاری لیگ برتر کنند، و موظف باشند، حداقل درصدی از بودجه را صرف تیمهای پایه کنند. در این حالت، خودبه خود بازار نقل و انتقال بر اساس قانون عرضه و تقاضا شکل میگیرد، و با پرداخت حق پخش تلویزیونی باشگاهها انگیزه ارائه فوتبال زیباتر را پیدا میکنند. این یادداشت صرفا ورود اولیه یک نفر تماشاچی معمولی به این بحث است، و من در شگفتم کسانی که سالها است در مدیریت فوتبال کشور به سر میبرند چگونه با طرحهای عجیب و غریب، این فوتبال را به انحطاط میبرند.