فصل 10 – میان پرده شوم شگفت : سقوط بلومبرگ، فریچ، نویرات و شاخت

   فصل 10 یکی از کوتاه ترین فصول کتاب و فقط 15 صفحه است.

 تصمیماتی که هیتلر در جلسه محرمانه 5 نوامبر 1937 اعلام کرد (ر.ک. فصل 9)، بارون فون نویرات وزیر خارجه را سخت تکان داد. او دو روز بعد به ژنرال فون فریچ و ژنرال بک مراجعه کرد، و آنها نظرات هیتلر را خطرناک میدانستند، و قرار شد در اولین جلسه به مخالفت با نظرات او بپردازند. فون فریچ دو روز بعد هیتلر را دید و دلایل خود را گفت و راه به جایی نبرد. هیتلر حتی حاضر نشد نویرات را بپذیرد، و مدتی طولانی به استراحتگاه خود در ناحیه کوهستانی برچسگادن رفت، و نویرات تا اواسط ژانویه نتوانست با او ملاقات کند. در ملاقاتی که باهم داشتند، وقتی نویرات در مذاکره موفق نشد، از هیتلر خواست وزیر خارجه دیگری انتخاب کند. مهم اینکه هیتلر خود قصد چنین کاری داشت. او بر آن بود تا در پنجمین سالروز به قدرت رسیدن خود دست به یک خانه تکانی در ارتش و دولت بزند، و کسانی را که از نظر او اهداف او را درنیافته اند برکنار کند.

    دکتر شاخت مغز اقتصادی رایش سوم (ر.ک. فصل 8 ) نیز مغضوب شده بود. او با نیرنگهای گوناگون اقتصاد میلیتاریستی را سرپرستی کرده بود، ولی مرتبا هشدار میداد شرایط اقتصادی بعد از 1936 بحرانی میشود. گورینگ در سپتامبر 1936 به مقام مسئول مختار برنامه چهار ساله منصوب شد و در حقیقت فرمانده نیروی هوایی دیکتاتور اقتصادی آلمان شد. شاخت برنامه گورینگ را غیر عملی میدانست، و گورینگ را نا آگاه از امور اقتصادی میدانست. او از رفتار بسیاری سرمایه داران و صاحبان صنایع آلمان که چاپلوسی گورینگ را میکردند نیز خشمگین شد و از هیتلر خواست او را از عضویت در کابینه معذور دارد. هیتلر بالاخره در سپتامبر 1937 استعفای شاخت را پذیرفت، ولی به اصرار هیتلر شاخت به عنوان وزیر مشاور و رییس رایشبانک در کابینه ماند.

    مارشال فون بلومبرگ وزیر جنگ یکی دیگر از مخالفین با صحبتهای هیتلر بود. او در 1937 ازدواج مجددی داشت و هیتلر و گورینگ شهود عقد او بودند. بزودی مشخص شد که همسر او قبلا روسپی بوده است. فون بلومبرگ علیرغم اینکه عاشق همسرش بود، حاضر به طلاق شد، ولی گورینگ که چشم طمع به بالاترین مقام نظامی داشت، طوری این مسئله را هدایت کرد که هیتلر به دلیل اینکه شاهد عقد بود احساس توهین کند، و در 25ژانویه 1938 بلومبرگ عزل شد. نام او برای همیشه از دفاتر ارتش حذف شد و علیرغم نفوذ او در ارتش، در زمان جنگ نیز اجازه حضور در ارتش پیدا نکرد. او تا آخر عمر با عشقش زندگی کرد، و در مارس 1946 در حالیکه در زندان نورنبرگ منتظر ادای شهادت در دادگاه بود، در گذشت.

    ژنرال فون فریچ فرمانده نیروی زمینی از افسران با استعداد مکتب قدیم آلمان ، و شایسته ترین جانشین برای بلومبرگ بود. هیتلر با این موضوع موافق نبود، زیرا مخالفت او را با نقشه های خود دیده بود، به علاوه دشمنی او با اس.اس. و کدورت او نسبت به حزب نازی نیز محسوس بود. هیملر و دستیار او، هیدریش رییس اس.د. برای او پرونده همجنس بازی درست کردند. حتی وقتی که فریچ اشراف زاده نزد هیتلر سوگند خورد که چنین نیست، هیملر یک مرد منحط را به عنوان شاهد نزد هیتلر آورد، فریچ از خشم و حیرت چیزی نگفت و هیتلر به او دستور استعفا داد، ولی فریچ زیر بار نرفت، و تقاضای تشکیل دادگاه شرف نظامی کرد، ولی هیتلر که نمیخواست به نظامی ها اجازه دهد در این مورد داوری کنند، و به علاوه به منظور خرد کردن ژنرال هایی که نمیخواستند به او تمکین کنند، به فریچ فرمان داد به مرخصی نامحدود برود. وقتی فریچ به خانه خود برگشت و با ژنرال بک صحبت کرد، و به گفته برخی مورخین، بک از فریچ خواست بی درنگ علیه هیتلر دست به کودتای نظامی بزند، ولی فریچ از این کار سر باز زد. هیتلر 16 تن از ژنرال های ارشد را بازنشسته کرد و 44 نفر را به مقام پایین تر در ارتش تنزل داد. ژنرال ها از هر گونه اقدام هماهنگ علیه هیتلر اجتناب کردند، یکی به دلیل اینکه اصولا ریسک پذیر نبودند، و دیگر آنکه گورینگ و ردر فرماندهان نیروی هوایی و دریایی و بخشی از نیروی زمینی را مقابل خود میدیدند.

    آخرین فرصتی که نصیب افسران بلند پایه ارتش شد، اثبات دسیسه بودن شهادت علیه فریچ و طراحی آن توسط هیملر و هیدریش به دست گروه تحقیق ارتش بود. فرماندهان ارتش خوشحال شدند، زیرا این امر احتمال داشت موجب شود که اس. اس. و رهبران آن مانند اس.آ. و روهم نابود شوند ( ر.ک. خلاصه فصل 7) . و این مسئله باعث تضعیف هیتلر و نازیها شود. حتی شایع بود که ارتش هنگام سخنرانی هیتلر در رایشتاگ در 30 ژانویه 1938 هیئت دولت را دستگیر خواهد کرد. سخنرانی مزبور توسط هیتلر لغو شد، و در 4 فوریه هیتلر اعلام کرد فرماندهی تمام قوای مسلح را شخصا به دست میگیرد. هیتلر با این کار، خود را به جانشینی بلومبرگ گمارد، و از آن پس تا پایان جنگ، هیتلر سر فرماندهی قوای مسلح را به عهده گرفت، و فرماندهان نیروی زمینی، هوایی و دریایی زیر نظر او بودند. فرماندهی نیروی زمینی نیز تا پایان جنگ در اختیار کایتل که یک ژنرال چاپلوس بود قرار گرفت. هیتلر برای اینکه احساسات گورینگ را که مطمئن بود جانشین بلومبرگ خواهد شد تسکین دهد، به او درجه فیلد مارشالی بخشید. و عملا او عالی مقام ترین افسر رایش سوم شد. او جلوی دادگاه شرف نظامی فریچ را گرفت. هیتلر پس از خانه تکانی در ارتش، نویرات را از وزارت خارجه برکنار کرد، و ریبن تروپ سطحی و فرمانبردار را به جانشینی او گماشت. فونک که مردی ضعیف النفس بود نیز جانشین شاخت وزیر اقتصاد شد.

    4 فوریه 1938، نقطه عطف بزرگی در تاریخ رایش سوم است. میتوان گفت که در این تاریخ، واپسین نیروهایی که مقابل هیتلر بودند جارو شدند و آلمان کاملا به سمت جنگ رفت. بلومبرگ و فریچ و نویرات را هیندنبورگ به کار گماشته بود تا بر افراط های نازیان مانند ترمز عمل کنند، و شاخت نیز به آنها پیوسته بود، ولی آنان اثبات کردند که هماورد هیتلر نیستند. آنها در مواقعی که میبایست جلوی هیتلر بایستند این کار را نکردند، و اینک هر یک جداگانه از قدرت حذف شدند. فریچ در دسامبر 1938 پس از سقوط از قدرت در یک مهمانی چنین گفت:" هیتلر خواه نیک و خواه بد، سرنوشت آلمان است. اگر اکنون به سوی پرتگاه رود – که خواهد رفت – همه ما را با خود به قعر آن خواهد کشید. از ما هیچ کاری ساخته نیست." { پایان فصل 10}