Film “Mephisto” (1982),directed by Istvan Szabo
دومین فیلمی بود که از ایشتوان ژابو، کارگردان مجار دیدم. قبلا فیلم Sunshine را دیده بودم که سرگذشت یک خاندان یهودی مجار در حد فاصل آغاز قرن بیستم تا حدود 1960 را بازگو میکرد، و فیلم خوب و خوش ساختی بود. مفیستو سرگذشت یک هنرپیشه تئاتر آلمانی را از حدود 1930 تا حدود 1936 بازگو میکند، که نقش او را کلاوس ماریا براندائر با یک بازی عالی ایفا میکند. او خود را وقف تاتر و بازیگری کرده، و بهیچوجه به وقایع سیاسی دوران ساز دور و برش، و قدرت گرفتن تدریجی نازیسم توجه ندارد، و در شرایطی که بسیاری هنرمندان آلمانی جلای وطن میکنند، او از هامبورگ به برلین میرود. تدریجا در برلین شهرت پیدا میکند، و وقتی بالاخره موفق میشود نقش مفیستوفلس را در نمایشنامه فاوست بازی کند، بازی اش مورد توجه یک مقام ارشد نازی (احتمالا نخست وزیر پروسیا هرمان گورینگ) قرار میگیرد. تدریجا دیدارهای این دو بیشتر میشود. در آغاز او از این ارتباط جهت کمک به برخی از دوستان ممنوع الکارش استفاده میکند، و در صحبتهای خود با همسر سابق ( از وطن خارج شده) و برخی هنرمندان میگوید او با بودن درون سیستم بیشتر از مخالفین توانسته به تاتر و هنرمندان کمک کند. او بزودی به مدیریت تاتر برلین میرسد. جالب آنکه تقاضایش برای آزاد سازی یکی از هنرپیشگان زندانی با خشونت رد میشود، و او متوجه میشود که زندانی روز پس از دستگیری کشته شده است. در یک سفر با نازیها به فرانسه، در مصاحبه هایش حکومت نازی را تایید میکند، و از یک طرف موقعیتش روز به روز بهتر شده و از طرف دیگر دوستان نزدیکش را از دست داده است، و فاصله اش با خودش نیز بیشتر شده است. داستان فیلم به خوبی شرایط هنرمندان در جامعه دیکتاتور زده را بازگو میکند. جالب آنکه فیلم بر اساس رمانی که در سال 1936 نوشته شده ساخته شده است، و به نظر من تیزبینی کلاوس مان نویسنده رمان که همزمان با وقایع این رمان را نوشته استف خارق العاده است. کنایه زیبای فیلم، علاقه براندائر به بازی در نقش مفیستوفلس جهت رسیدن به رویای خود در هنرپیشگی است، در حالیکه خودش عملا در زندگی واقعی جهت رسیدن به رویاهای خود عملا نقش فاوست را بازی کرده است، و این را در اواخر داستان در می یابد. مفیستو درام فردی است که به علت خجالتی بودن خود را پشت نقشهایی که در تئاتر بازی میکند پنهان میکند، و بالاخره در یک شرایط خاص به بهترین هنرپیشه دوره خود در کشورش و مدیریت بزرگترین تاتر برلین میرسد. فیلم بسیار خوب و تاثیر گذاری است و در سال 1982 اسکار بهترین فیلم خارجی را برد. دیدن آن به همه دوستان عزیز توصیه میشود.