جمعه 23/7/1389 اصطلاحا روز داربی 69 بود. طبق معمول یک بازی متوسط از دوتیم پر هوادار تهرانی که بیشتر اسم و سابقه شان مطرح است تا شرایط امروزشان که گرفتار سیستم مدیریت تربیت بدنی هستند، که تازه اگر هم بخش خصوصی بودند در فوتبال بی حساب و کتاب ما چندان فرقی نمیکرد. مگر استیل آذین با این همه ستاره رده 16 نیست؟ از جار و جنجالهای معمول بر سر داوری و غیره اگر بگذریم، برخی فاکتها وجود دارند که تقریبا همه، صرفنظر از تعلق باشگاهی قبول دارند:

1-     گل پرسپولیس در دقیقه 5 سالم بود.

2-     بخشی از نیمه اول دست پرسپولیس و بخشی دست استقلال بود، ولی استقلال موقعیت گل بیشتری داشت.

3-     نیمه دوم دست پرسپولیس بود، و استقلال میانه میدان را به پرسپولیس واگذار کرده بود، ولی در ضد حمله دقیقه 92 که تنها موقعیت گل نیمه دوم استقلال بود، استقلال گل زد و برنده شد.

    حال، من میخواهم منصفانه با استفاده از این فاکتها در مورد این بازی اظهار نظر کنم.

    اگر پرسپولیس در دقیقه 88 گل می زد و داور قبول نمی کرد، و در دقیقه 92 گل میخورد، مشکل داوری با اهمیت تر بود. ولی پرسپولیس 85 دقیقه فرصت داشت گل دیگری بزند، آن هم به استقلالی که میانه میدان را در نیمه دوم به پرسپولیس واگذار کرده بود. پس چرا موفق نشد. برای اینکه پرسپولیس در این فصل از یک طرف گلزن ندارد، و از طرف دیگر برنامه های زیادی برای زدن گل ندارد. به بازی قبلی پرسپولیس با ملوان که تیمی با ارنج دفاعی نیست توجه کنیم. پرسپولیس حملات متعددی به دروازه ملوان داشت، ولی این حملات بوی گل نمیداد. گل اول پرسپولیس با ضربه غافلگیرانه غلامرضا رضایی و اشتباه دروازه بان ملوان به گل تبدیل شد و گل دوم نیز با ضربه ایستگاهی مازیار زارع به ثمر رسید. ولی حملات متعدد پرسپولیس نتیجه ای نداشت و اکثرا فاقد زهر کافی بود. روز جمعه هم همین وضع بود.موقعیتهای گل پرسپولیس علیرغم برتری چشمگیر بر استقلال در طول بازی کمتر از استقلال بود. آیا تیمی با بضاعت پرسپولیس نمیبایست از یک طرف گلزنی مانند محسن خلیلی را حفظ میکرد، و از طرف دیگر یک گلزن دیگر مانند عمادرضا یا هر کس دیگری را جذب میکرد؟ وقتی مشخص شد کریم انصاری فرد از سایپا نمیتواند به پرسپولیس بیاید، پرسپولیس چند هفته فرصت جبران داشت، ولی اقدامی نکرد. به هر صورت به عللی که گفتم پرسپولیس در این فصل، سخت گل می زند و بیشتر حریفان میبایست اشتباه کنند تا گل بخورند. وقتی میبینیم به دلایل مختلف دایی چشمش را روی سرمایه های قدیم پرسپولیس نظیر علی کریمی، مهرزاد معدنچی، جواد کاظمیان، پژمان نوری و ....... می بندد، میبینیم پرسپولیس میتوانست فصل بسیار موفقتری را داشته باشد.

    حال به مشکل مهم دیگر پرسپولیس، یعنی دفاع میانی میپردازیم، که ضعف آن برای همه مشخص است. در همین بازی قبلی ملوان زنگ خطر را به صدا در آورد، و در این بازی نیز مجددا شاهد این قضیه بودیم. در همان نیمه اول اگر میداوودی تک به تکش را به آسمان نمیزد و یا اگر برهانی از هر یک از موقعیتهای بالای 90 درصدش استفاده میکرد، پرسپولیس زودتر گل را خورده بود، و با توجه به مشکلات تهاجمی پرسپولیس ممکن بود استقلال بتواند در ضد حمله به گلهای بیشتری نیز برسد. من بیشتر از اینکه مشکل پرسپولیس در دفاع میانی را ناشی از افراد بدانم ناشی از مسائل تاکتیکی میدانم. و گرنه سپهر حیدری، نورمحمدی، شیث رضایی، شیری مهره های ضعیفی نیستند، ضمن اینکه میبایست به ترکیب دفاع میانی و مازیار زارع به عنوان هافبک دفاعی نیز توجه کرد، که بهیچوجه موفق نبوده است.

   یکی از مشکلات دیگر پرسپولیس نبودن بازیکن چپ پا در ترکیب تیم بود. البته پرسپولیس در لیست کامل بازیکنان خود شکوری و جلال اکبری را به عنوان چپ پا دارد، ولی آنها مهره های موثری نیستند. معدنچی میتوانست یک راه حل باشد که به او توجه نشد، و اشجاری نیز جذب استیل آذین شد. به مشکل گل خوردن پرسپولیس در 5 دقیقه پایانی نیز که همه اشاره داشته اند.

    البته گفتن اشکالات پرسپولیس  به مفهوم این نیست که استقلال بدون مشکل است، استقلال نیز مشکلات زیادی دارد، نظیر کمبود بازیکن چپ پا، مشکل ساختار دفاعی، یک دست نبودن تیم، نداشتن خط میانی مقتدر، و...... که بحث دیگری می طلبد. تیمی که نیمه مربیان را در مهمترین بازی فصلش کاملا به حریفش واگذار میکند، قطعا مشکلات زیادی در خود و تیم مربیگری دارد. استقلال برای گل زدن فقط یک پلان داشت. استفاده از پاس عمقی و فرار مهاجمان به قلب دفاع پرسپولیس. عملا پلان (ب) را از استقلال ندیدیم و احتمالا با این بضاعت مربیگری نمیتوانستیم ببینیم مگر در ضربه های آزاد. در همین جا میبایست به تاثیر داوری در نتیجه اشاره کنم. پرسپولیس علیرغم کلیه مشکلات گلزنی خود در دقیقه 5 گل زد، و چون در این حالت نیاز به گل نداشت، پلان (الف) استقلال کم اثر میشد، در این حالت استقلال به حملات احساسی دست میزد و محتمل بود که سرعت بالای رضایی و نوروزی در ضد حمله ها بلای جان استقلال شود، پس عملا داوری به استقلال کمک زیادی کرد، و استقلالیها باید مثل همیشه مدیون مرادی باشند، و پرسپولیسی ها برعکس.

    ولی واقعیت اینستکه این پرسپولیس و استقلال در مقابل ذوب آهن و سپاهان بسیار ضعیف تر هستند. به خصوص ذوب آهن با مدیریت کم حاشیه و یک مربی خوب و یک تیم یک دست شانس اول قهرمانی است. البته مشکل اصلی پرسپولیس و استقلال وابستگی آنها به سازمان ضعیف تربیت بدنی است که در کار روزمره خودش هم مانده، و مربیان بسیار خوب هم در این تیم ها مشکل دارند. مگر کرانچار که از پرسپولیس اخراج شد، به عنوان مربی تیم ملی بی نام و نشان مونته نگرو در هفته گذشته نتوانست با انگلستان در ویمبلی مساوی کند و سویس را شکست دهد، و در گروه انگلیس با 10 امتیاز از 4 بازی صدرنشین باشد. مشکل اصلی، سیستم حاکم بر این دو باشگاه مفلوک است. برای همین هم هواداران این دو باشگاه بهتر است خیلی موضوع را جدی نگیرند، و مانند این حقیر صرفا به عنوان تفریح و تفنن و به عنوان تداوم دوران بچگی به فوتبال این دو باشگاه و اصولا فوتبال ایران توجه کنند.