پرسپولیس رویانیان، استقلال دکتر حاج فتل، سپاهان اصفهان (قسمت اول)
فصل نقل و انتقالات امسال نسبت به سال گذشته خبر سازتر بود. در فوتبال کم محتوای پر حاشیه ما فصل نقل و انتقالات شاهد بازار گرمی فوتبالیستها، کرکری خواندن مدیران و بی برنامگی همیشگی آنها بوده است. چه بسا قراردادهایی که بسته میشوند، و باشگاهها از انجام تعهدات خود عاجز میمانند، و یا فوتبالیستهایی که میدانند آسیب دیده اند، ولی با مبلغ بالایی قرارداد می بندند، و در طول فصل دست باشگاه را در پوست گردو میگذارند. به طور خلاصه در فوتبال ما مدیران و مربیان و بازیکنان اکثرا از یک جنسند، هر کدام میخواهند از این سفره باز و بی در و پیکر، لقمه ای بردارند، و چیزی که مطرح نیست، تماشاچی و هوادار است.
اصلی ترین دلیل خبرسازتر بودن این فصل نسبت به فصل گذشته، حضور فعال رویانیان در این بازار بود. سال گذشته فتح اله زاده به دلیل بی تحرکی ذاتی کاشانی و مشکلات سپاهان، در بازار نقل و انتقالات ترکتازی کرد، و استقلال کهکشانی را ایجاد کرد. گرچه به دلیل حضور یک سر مربی متوسط مانند مظلومی و حواشی که خود فتح اله زاده و هیئت مدیره و جباری در تیم راه انداختند، نتیجه ای در خور این بازیکنان نگرفت. در این فصل هر سه این باشگاهها با خیال راحت از دور زدن قانون من در آوردی سقف قرارداد (که سال گذشته در مورد آن مطلبی در همین وبلاگ نوشتم) سعی کردند بدون محدودیت و بدون توجه به درآمدهای آتی با بازیکنان درجه یک قرارداد ببندند. در این مطلب که قبل از آغاز بازیها نوشته میشود سعی میکنم بدون تعصب باشگاهی دیدگاههای خود را در مورد تیمهایی که این سه باشگاه بسته اند بدهم. ضمنا توجه داشته باشید که اگر میگویم "پرسپولیس رویانیان"، به این دلیل است که هویت باشگاه پر سابقه و غیر دولتی پرسپولیس را کاملا متمایز از هویت فعلی این باشگاه میدانم که با رویانیان یک وضع پیدا میکند، و با کاشانی و یا مصطفوی وضعیتی کاملا متفاوت، و هیچ کدام از اینها با ریشه های باشگاه همخوانی ندارد. در مورد استقلال نیز همین نظر را دارم. این استقلال با هویت خود تعریف نمیشود، بلکه با حضور فتح اله زاده یا قریب یا اولیایی تعریف میشود. و نام "دکتر حاج فتل" را به همین دلیل عنوان کردم. فتح اله زاده موجودی خود شیفته است که اخیرا مانند خیلیهای دیگر برای خود مدرک دکترای جعلی دست و پا کرده و حسب حال مخاطب از القاب دکتر و حاجی استفاده میکند و میگوید تماشاچیان میتوانند مرا "فتل" صدا بزنند. و آن قدر خود را مهم میپندارد که اکثرا عکس خود را در صفحه اول روزنامه اش میگذارد، و به راحتی این مسئله را قبول دارد، و میگوید پولش را خودم میدهد و حق دارم عکسم را صفحه اول بگذارم. یادم نمی آید که حتی خسروانی بنیانگزار باشگاه تاج که بودجه بی حسابی دستش بود، یک دهم "فتل" عکس خود را روی جلد تاج ورزشی گذاشته باشد. ولی در مورد سپاهان وضع فرق میکند. هویت این باشگاه تقریبا مشخص شده و شکل گرفته است. و یک هسته تفکری مشخص بر آن حاکم است. ساکت رفت و رحیمی آمد، ولی سپاهان همان سیستم سالهای اخیر را ادامه میدهد. البته کل بحث نقل و انتقال نیز در چارچوب کوچک فوتبال ما میگنجد، که کلیه بازیکنان اروپاییش را از دست داده. آخرین آنها جواد نکونام بود، که اوساسونا دیگر او را نخواست. جالب آنکه به جز عقیلی و تیموریان دیگر حتی در شیخ نشینها هم بازیکنی نداریم. که این هنوز از نتایج سحر است.
پرسپولیس رویانیان
پرسپولیس در این فصل بر خلاف فصل گذشته در بازار نقل و انتقال به لطف ریخت و پاشهای رویانیان با قدرت عمل کرد. متاسفانه عملکرد مدیران پرسپولیس در چند فصل گذشته به نحوی بوده که وضعیت این باشگاه را در بازار نقل و انتقالات به حالت مضحکی در آورده بود. بر اساس آمار سایت شبکه 3، چهارده بازیکن جدید به پرسپولیس آمده اند و 14 نفر نیز از این تیم رفته اند. خریدهای رویانیان مرا یاد شیخ های عرب می انداخت که در بازار نقل و انتقال اروپا اختلال ایجاد کردند، و ستاره های فوتبال را با قیمتهای عجیب و غریب به منچستر سیتی یا پاری سن ژرمن انتقال دادند. اگر به اسامی بازیکنانی که از پرسپولیس رفتند نگاه کنیم، میبینیم که رفتن هیچ یک از آنها برای این باشگاه، تاسف بار نیست، ولی تعدادی از بازیکنانی که جذب شده اند، میتوانند برای این تیم مفید باشند. ولی یک تیم را فقط بازیکنان نمیسازد. بزرگترین ریسک پرسپولیس در این فصل، مدیریت آن است. رویانیان به جز پولی که صرف آوردن بازیکنان و مربی گرانقیمت به باشگاه کرد. درمدیریت یک باشگاه ورزشی، فاقد صلاحیت و تجربه لازم است. انتصاب تازه از راه رسیده ای به نام "شیرینی" به سرپرستی تیم فوتبال، مثال خوبی از این نحوه مدیریت است. مانوئل ژوزه مربی پرسپولیس تجربه خوبی دارد، و اگر از طرف باشگاه و هواداران حمایت شود، قطعا نتیجه کارش در دراز مدت بهتر از مربیان داخلی است.
پرسپولیس این فصل در مرحله فعلی مانند هندوانه نبریده است. مدیریت، مربیان و اکثر بازیکنان این تیم ریشه ای در گذشته پرسپولیس ندارند، و حد اقل اینکه هارمونی این مجموعه ماهها طول خواهد کشید. اگر هواداران حوصله نکنند و یا حواشی دامن این تیم را بگیرد، قطعا اوضاع خراب خواهد شد. تنها چاره پرسپولیس برای موفق بودن در این فصل، دادن اقتدار کامل فنی و مدیریت داخلی تیم به مانوئل ژوزه است، اگر جز این شود، قطعا پرسپولیس ضربه خواهد خورد. اگر پرسپولیس یکی دو شکست در اوایل فصل بخورد، اختلافات داخلی پیش خواهد آمد، و خیلی از پیشکسوتان نیز پشت مربی را خالی خواهند کرد و مصاحبه هایی علیه او خواهند کرد. اگر در این شرایط، مدیریت باشگاه و هواداران از ژوزه حمایت کنند، او میتواند همانند کرانچار در سپاهان، پس از مدتی با استفاده از تیمکت قوی خود، تیم را به موفقیت برساند. به نظر من یارگیری پرسپولیس چند اشکال داشته است، که در ادامه توضیح می دهم.
1- بزرگترین مشکل در پست هافبک دفاعی است. "ده سوسا" برزیلی جهت این پست خریداری شده است، ولی به دلیل سوابق بازیکنان خارجی پرسپولیس و بی نظمی هایشان هنوز نمیتوان به این بازیکن اعتماد داشت. جایگزین او نیز سامان آقا زمانی است که هنوز در حد پرسپولیس نشان نداده است، احتمال دارد در صورت استفاده از فشنگچی در دفاع چپ، در این پست از پولادی هم استفاده شود. پرسپولیس در فصل قبل در این پست از مازیار زارع، بادامکی و آقا زمانی استفاده کرد. من هنوز بضاعت پرسپولیس را در این پست بالاتر از فصل قبل نمیدانم. شاید اگر پرسپولیس در این پست، فرزاد آشوبی را به خدمت میگرفت در این فصل موقعیت بهتری داشت.
2- پرسپولیس در فصل قبل بیشترین لطمه را از دروازه بان هایش خورد، در این فصل نیز در این پست نگرانیهایی وجود دارد. صرفنظر از شهاب گردان که احتمالا دروازه بان اصلی این تیم خواهد بود، نیلسون دروازه بان برزیلی 36 ساله نیز ناشناخته است، و مشکل بازیکنان خارجی را نیز دارد. البته حضور دروازه بان جوانی مانند عابد زاده خوب است. گرچه از او هنوز شناختی نداریم. به نظر من پرسپولیس میبایست آودوکیچ را که در فصل قبل امتحان خوبی داده بود حفظ میکرد، و از او و گردان به تناوب استفاده میکرد.
3- مشکل دیگر پرسولیس کمبود بازیکن سرعتی است، و فقط میتوانم از رضایی و تا حدودی انصاری فر نام ببرم. به عنوان مثال خلعتبری میتوانست گزینه مناسبی باشد.
4- تعداد زیاد بازیکنان ملی پوش نیز دیگر ریسک پرسپولیس به خصوص در سالی که مسابقات متعدد ملی پیش رو است، خواهد بود. گردان، ماهینی، حسینی، بنگر، پولادی، علی کریمی، نوری، انصاری فرد، قاضی، رضایی،نوروزی، فشنگچی 12 نفر بازیکنی هستند که پتانسیل حضور در لیست تیم ملی و اردوها را دارند. مسائل مختلفی نظیر خستگی در اردوها، مسائل روحی و روانی ناشی از نتایج تیم ملی و مانند آن میتوانند برای این تیم مشکلات زیادی ایجاد کنند. یادآوری میکنم که در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1998 که استخوان بندی اصلی تیم ملی را بازیکنان پرسپولیس تشکیل میدادند، عملا پرسپولیس از مسابقات لیگ کنار کشید. تعدد ملی پوشان همواره باعث بروز مشکلاتی برای تیم میگردد.
در پایان به نکته دیگری نیز باید اشاره کنم. انتقادات زیادی از باشگاههای بزرگ در مورد نداشتن تیمها جوان و نوجوان میشود. گرچه قبول دارم که باشگاههای بزرگ ما دنبال پشتوانه سازی نیستند، ولی حتی اگر این کار را میکردند به خاطر قانون غلط الزام حضور بازیکنان سرباز در تیمهای نظامی، ارتباطشان را با این جوانان از دست میدادند. مگر ذوب آهن از چند سال پیش بازیکن 17 ساله ای به نام محسن مسلمان را در ترکیب خود نداشت. او اینک دو فصل است که در ذوب آهن بازی نمیکند و یا احسان حاج صفی که در سپاهان تربیت شد، دوفصل است که در تراکتور سازی بازی میکند. باید توجه داشت که قوانین من در آوردی ایران خود به خود باشگاهها را به دوری از پشتوانه سازی تشویق میکند.
به دلیل طولانی شدن مطلب، ادامه آن را فردا خواهم نوشت.